تبليغاتX
روشن بینی
×××بنگر به خود که کجائی و در کجای این گیتی پهناور هستی×××

 

 

 

هيپنوتيزم چيست؟

 

هيپنوتيزم چيست سوالي است كه پيش از ورود به اين سايت و بازديد در بخش هاي

 

مختلف آن بايد از خود پرسيد.شايد از هر ده نفري كه در مورد هيپنوتيزم از آنها سوال

 

شود كمتر دو نفري را ميتوان يافت كه برداشت مشتركي از اين واژه داشته باشند و

 

اين تنوع آرا نه فقط در بين مردم عادي كه در بين متخصصين و نظريه پردازان هم

 

ديده مي شود.به همين دليل لازم ديديم پيشاپيش تعريف و توصيف مورد نظر خود از

 

هيپنوتيزم در اين سايت را روشن بيان كنيم تا آنانكه قصد بازديد، افزايش اطلاعات و

 

يا خصوصا آموزش هيپنوتيزم از طريق اینترنت را دارند بهتر بتوانند از آن استفاده كنند.

به طور كلي در بين كسانيكه با اين رشته سر و كار دارند مي توان سه گروه را يافت:

گروه اول كساني هستند كه هيپنوتيزم را با علوم ماوراء الطبيعه و فراروانشناسي مرتبط

 

مي دانند.اينان معتقدند به عنوان مثال ميتوان با هيپنوتيزم به كشف اشياء گمشده

 

پرداخت،اشياء را از راه دور با قدرت ذهن حركت داد،از آينده خبر داد،به نسلهاي گذشته و

 

جسم هاي قبلي بازگشت و بسياري ديگر،

گروه دوم هيپنوتيزم را به عنوان يك روش درماني اما كاملا متفاوت از درمانهاي رايجی

 

چون پزشكي و روانشناسي باليني و يا به عبارتي از درمانهاي طب حاشيه

 

ميدانند.آنان مشابه طب سوزني ، طب هوميوپاتي و ساير درمانهاي طب حاشيه؛ اولا

 

لزومي به پايبندي به مباحث پايه پزشكي نمي بينند، به عبارتي نيازي نمی بينند به

 

آناتومي، آسيب شناسي و ساير مباحث پزشكي و روانشناسي معاصر استناد كنند، دوما

 

در پژوهشها به گزارش موردي بيشتر استناد مي كنند و سوما به دليل مجزا دانستن

 

رويكرد درماني پزشكي و روانشناسي باليني با طب حاشيه لزومي به لحاظ كردن موارد

 

كاربرد و يا منع كاربرد در چهارچوب تشخيص افتراقي بيماريها در پزشكي امروز نمي

 

بينند، اينان معتقدند براي هر بيماري درماني طبي و يا درماني جايگزين وحود دارد.

و بالاخره گروه سوم گروهي هستند كه هيپنوتيزم را جزئي از پزشكي و روانشناسي

 

امروزي دانسته و به عنوان بخشي از آن با استناد به همان يافته هاي پزشكي و

 

روانشناسي و با معيارهاي دانشگاهي به مطالعه و پژوهش و درمان در زمينه هيپنوتيزم

 

مي پردازند وآن را روشي درماني-پژوهشي مورد استفاده شاغلين حرف پزشكي

 

ميدانند.

سعي ما بر اين است كه به عنوان جمعي دانشگاهي تئوريها، تكنيكها و كاربردهاي

 

هيپنوتيزم را آنطور كه مورد تائيد مراكز علمي-دانشگاهي، كتب رسمي و مرجع آموزش

 

پزشكي و روانشناسي و بخصوص انجمن هيپنوتيزم بين الملل مي باشد به جامعه

 

دانشگاهي و عموم علاقمندان معرفي نمائيم.در نتيجه آنچه ما به عنوان هيپنوتيزم

 

معرفی می کنيم نه ارتباطی با علوم ملوراء اطبيعه دارد و نه به عنوان درمانی از طب

 

حاشيه خارج از پزشکی محسوب می گردد.

در آخر لازم است دو نكته را اضافه كنيم،1-دانشگاهيان نيز به هيپنوتيزم يكسان نمي

 

نگرند.تئوريهاي متفاوت در توضيح پديده هاي هيپنوتيزمي باعث شده است تا

 

هيپنوتيزم درمانگران و نظريه پردازان در نگاه به هيپنوتيزم، تفسير پديده هاي

 

هيپنوتيزمي وآموزش هيپنوتيزم متفاوت گردند. تئوريهاي مختلفي در اين خصوص مطرح

 

شده است. تفسير روانكاوانه از هيپنوتيزم، تئوري تغيير در سطح هوشياري، تئوري تجزيه

 

اي جديد ، تئوري تجزيه اي كنترلي و تئوريهاي شناختي اجتماعي.در بين تئوري هاي

 

فوق، دو تئوري اول تقريبا از دور خارج شده و رقابت اصلي مابين سه تئوري آخر است.

 

تئوريهاي شناختي اجتماعي از سال 1992 به بعد تقريبا نسبت به دو تئوري ديگر

 

شواهد علمي تري در حمايت از خود يافته و در بين نظريه پردازان پرطرفدارتر هستند. ما

 

نيز مبناي تئوريك مباحث علمي اين سايت و رويكرد آموزشي خود در آموزش

 

هيپنوتيزم را تئوريهاي شناختي اجتماعي قرار داده ايم.جهت کسب اطلاعات بيشتر به

بخش نکات آموزشی مراجعه نمائيد.2 -

 

 

اگر چه ما به سادگي هيپنوتيزم درمانگران را به سه گروه متفاوت تقسيم نموديم اما در

 

واقع تفاوت فقط در علمي-غيرعلمي، پزشكي-غيرپزشكي بودن تفسيرها، تئوريها و

 

كاربردهائي است كه هر كدام از اين سه گروه به آن معتقدند، به عبارتي هيپنوتيزم

 

همان است كه مسمر معرفي و جيمز بريد نامگذاري كرد و پديده هاي هيپنوتيزمي

 

(پسرفت سني، پيشرفت سني، القاء بي دردي، فراموشي و … )همان است كه ساير

 

گروه ها به آن مي پردازند، لذا به هر كدام از اين گروه ها كه تعلق داريد به سايت ما

 

خوش آمده ايد و اميدواريم تا حد امكان محيط آموزشي مجازي مناسبي براي يكديگر

 

فراهم كرده باشيم تا بتوانيم تكنيكهاي هيپنوتيزمي را پيشرفته تر، تئوريها را علمي تر و

 

كاربرد آن در درمان بيماريها را مؤثر تر گردانيم. دست شما را از دور مي فشاريم و اميد

 

به ياريتان داريم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 10:26  توسط اشکان | 

موسيقي و مديتيشن با موسيقي - اشراق ريكي

 

+ موسيقي و مديتيشن با موسيقي (  

 

 
mantra

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 11:38  توسط اشکان | 
روانشناسی رنگها

پژوهش دانشمندان نشان مي‌دهد، رنگ‌ها همانگونه كه بر روح و روان آدمي تاثيرات گوناگوني مي‌گذارند، جسم او را نيز تحت تاثير قرار مي‌دهند.

به گزارش روز شنبه يك پايگاه اينترنتي، پژوهشگران بر اين باورند كه هريك از رنگ‌ها سودمندي درماني محسوسي براي بدن انسان دارند و گزارشهاي بيشماري در مورد استفاده‌هاي موفقيت آميز از رنگ در درمان بسياري از بيماريهاي فيزيكي دريافت كرده‌اند.

برخي از دانشمندان معتقدند: تمايل ناخودآگاه ما به يك يا چند رنگ خاص مي تواند نشانه‌اي از نيازهاي بدن ما در جهت ترميم خود باشد.

آگاهي از ويژگيهاي درماني گوناگوني كه به هر يك از رنگ‌ها نسبت داده شده است، مي‌تواند كمك زيادي به گزينش درست آنها، هنگام تهيه لوازم و طراحي دكوراسيون فضاهاي مختلف خانه باشد.

ر

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 13:20  توسط اشکان | 
س ) متافیزیک چیست ؟
پ ) معنای لغوی پیشوند متا ، فرا ست. متافیزیک فرای فیزیک است بعبارتی جهان و مخلوقات آن به دو بخش تقسیم میشوند : فیزیک و متافیزیک یا مادیات و معنویات ( روحانیات ) یا طبیعه و ماوراء الطبیعه
بعبارت بهتر متافیزیک ان بخشی است که توسط حواس پنجگانه درک نمیشود.

س ) چگونه ارتباطی بین متافیزیک ، طب سنتی و روح و جن میتوان برقرار نمود ؟
پ ) طب سنتی بر خلاف طب جدید ( طب غربی ) کل نگر است ، نه جزء نگر . یعنی برای درمان بیمار علاوه بر عوامل جسمانی و مادی ، عوامل معنوی و متافیزیکی را هم در نظر می گیرد که شامل ارواح و اجنه هم می شوند.

س ) چرا در این زمانه به این موضوعات بطور رسمی و علمی پرداخته نشده است ؟
پ ) به کرات در دانشگاهها و مراکز علمی و آزمایشگاهی داخل و خارج از کشور بدین موضوعات پرداخته شده است مثل تحقیقاتی که توسط استاد ولی زاده ، دکتر الماسیان ، دکتر جمالیان و ... در دانشگاههای تهران ، شهید بهشتی و تبریز و ... همچنین در خارج از کشور توسط دانشمندان بزرگی چون پروفسور کیرلیان در شوروی سابق انجام گرفته است که بخش عمده ای از اینگونه تحقیقات هنوز هم ادامه دارد.

س ) در مورد هیپنوتیزم و فرایند ان کمی توضیح دهید .
پ ) تعابیر مختلفی از هیپنوتیزم توسط اساتید گوناگون در طول تاریخ ارائه شده است که به نظر من بهترین آن می گوید : هیپنوتیزم حالتی است که در آن تلقین پذیری ( یادگیری ) فرد به شدت افزایش می یابد و به عبارتی امواج مغز در مرتبه ای قرار می گیرند که فرد توانایی های خاص بدست می آورد که این حالت صد البته با خواب طبیعی فرق دارد.

س ) میتوان از هیپنوتیزم تعبیر پرواز روح داشت ؟
پ ) لزوما هر هیپنوتیزمی به پرواز روح منجر نمی شود . هیپنوتیزم کاربردهای مختلفی دارد که یکی از انها پرواز روح است.

س ) تعبیر دین در مورد متافیزیک چیست ؟
پ ) اگر متافیزیک را مترادف معنویات در نظر بگیریم ادیان مختلف بخصوص مکتب تشیع تعابیر بسیاری در مورد ان دارند و اگر متافیزیک را به معنای عالم موجودات نادیدنی به چشم معمولی در نظر بگیریم به همین شکل مانند ایات بسیار فراوانی که در قرآن صراحتا بر وجود و مشخصات و وظایف اینگونهموجودات اشاره می نماید .

س ) پرداختن به این موضوعات میتواند برای ما خساراتی هم بدنبال داشته باشد ؟
پ ) پرداختن به این موضوع نیز مانند هر یک از علوم در صورت اشتباه ممکن است همراه با خطراتی حتی جبران ناپذیر باشد . همچنانکه در آزمایشگاه شیمی اگر شرایط ایمنی تجزیه و ترکیب مواد سمی را رعایت نکنیم ممکن است خطراتی به همراه داشته باشد . بخصوص اینکه این موضوعات به مراتب گسترده تر و ناشناخته تر از علوم تجربی می باشند . در اینجا لازم است دوستان عزیز را از هر گونه ارتباط با اجنه که متاسفانه در جامعه امروزی بسیار متداول شده است قبل از هر گونه اطلاع کامل برحذر دارم چرا که اساسا در مکتب تشیع تسخیر و ارتباط با اجنه حرام و مستوجب گناهی بزرگ است و گاه باعث لطمات جدی جسمی نیز میشود.

س ) توانمایی های متافیزیکی چگونه متجلی می شوند ؟
پ ) برخی از افراد هستند که کارهای خارق العاده ای انجام میدهند ، بدون هیچ دلیل و مدرک قانع کننده ای از علوم شناخته شده امروزی . بطور مثال هیچ پزشکی تا بحال نتوانسته است توضیح دهد که چرا در حالت خلسه عمیق ( هیپنوتیزم ) اگر سوزنی را از گوشت و پوست سوژه عبور دهیم نه خون می اید و نه فرد احساس درد می کند و ...
بنده در همینجا آمادگی خود را برای انجام برخی حرکات نمایشی در مجامع علمی و تحقیقاتی اراک اعلام می دارم و صد البته برای تشویق طالبان حقیقت و اثبات قدرت این علوم در درمان برخی بیماریهای جسمی و روحی...
این توانایی ها با دست یابی به علم متافیزیک و تمرینات مداوم ( ریاضت ) که البته بنده هرگونه ریاضت غیر شرعی را رد میکنم بدست می آید.

س ) آیا طب سنتی و متافیزیک برای تمام سوالات بشر جواب دارد ؟
پ ) مسلما خیر ، طب سنتی و طب جدید در کنار هم و بعنوان مکمل یکدیگر برای سعادت بشر لازمند و هر یک بدون دیگری ناتوان .

س ) توجیه وجود سحر و جادو چیست و شما آنرا تایید می کنید ؟
پ ) مسلما انرا تایید میکنم . برای اثبات ان خوشبختانه ما شیعیان از چهار ترازویی که همیشه برای کشف واقعیت از ان استفاده میکنیم میتوانیم مدد بگیریم :
اول عقل و دوم قرآن و سوم سنت و چهارم اجماع که اثبات ان به تفصیل است و نیازمند جلسه حضوری با مشتاقان به این علوم .

س ) آیا باید از بابت وجود متافیزیک و سحر و جادو نگران بود و این نگرانی چطور برطرف میشود ؟
پ ) به اندازه خودش بله . و خداوند جهان را از طبایع متضاد افرید ، برای هر عمل عکس العملی و برای هر دردی درمانی آفرید .
اگر عده ای انسان بسیار پست وملعون تحت عنوان جادوگر و دعانویس و ... متاسفانه به برخی طلسمها دست پیدا کرده اند ( هرچند خیلی از آنها تا این حد هم نیستند و صرفا کلاهبرداری می کنند ) در مقابل خداوند ، پیامبران و امامان و عارفانی را نیز برای رهایی بشر در نظر گرفته اند که قادر به باطل کردن اسحار و افسونها هستند .

س ) آیا بزرگان دینی هم از این توانایی های متافیزیکی برخوردار بوده اند ؟
پ ) بله . آنرا می توانیم در شرح حال گذشتگانی چون حضرت سلیمان ، حضرت عیسی ، حضرت موسی ، حضرات چهارده معصوم ، شیخ مرتضی ، شیخ مفید ، ملاصدرا ، نخودکی اصفهانی ، علامه طباطبایی و ... و امروزی ها چون آیات عظام بهجت و حسن زاده آملی و ...بخوانیم و ببینیم .

سوال کننده : محمد هادی بیات
پاسخ دهنده : شهرام امین
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 12:15  توسط اشکان | 
 
از هر پنج نفر مردمان جهان ، يك نفر معتقد به تعاليم بوداست . بودا در قرن ششم قبل از ميلاد مي زيست . در حقيقت "بودا" يك لقب است به معني "فرد منورالفكر" يا به عبارتي "فردي كه درك بالايي دارد" . اسم واقعي بودا ، سيدارتا از خاندان گوآتاما بود
وي فرزند رئيس قبيله اي در شمال هند بود و خود و تمام خانواده اش هندو مذهب بودند
بودا در ناز و نعمت بزرگ شد و چيزي از جهان پيرامون خود نمي دانست تا آنكه پا به سنين جواني گذاشت
 
:در آن زمان با سه واقعه مواجه شد كه اين سه واقعه تمام زندگي وي را متحول كردند
مردي بسيار پير و ناتوان به واسطه كهولت سن
،( مردي پير كه دچار بيماري بسيار سختي بود (احتمالاً جذام
و يك جسد
 
وي با ديدن اين مناظر تصميم گرفت تا راهي براي كمك به مردمانش بيابد و معناي واقعي زندگي را پيدا كند
بدين ترتيب علي رغم آنكه ازدواج كرده و يك پسر نيز داشت
خانواده را ترك گفت و زندگي خود را وقف يافتن راهي براي فائق آمدن بر مشكلات مردمانش كرد
 
در ابتدا او به نزد دو روحاني هندو رفت
اما آنها نتوانستند به سؤالاتش در مورد رياضت پاسخ دهند
سپس بودا سعي كرد تا مانند يك راهب هندو زندگي كند و 6 سال اين كار را ادامه داد
و بدترين رياضتها و شكنجه ها را تحمل نمود تا در برابر دردها ومصائب روزگار مقاوم شود
، اما در نهايت آن را بي فايده يافت
بالاخره آن قدر زير درخت سايه گسترش نشست تا به نور معرفت رسيد و جواب سؤالش را يافت
 
بودا مي گفت كه علت رنج كشيدن ، هوس است ؛
. هوس و تمايل به زندگي و بدست آوردن چيزهاي بسيار
احساسات قدرتمندي چون عشق دنيوي ، نيز باعث رنج كشيدن مي‌شود
 
: به دنبال اين طرز تفكر ، بودا چهار اصل را بنيان گذارد
اول آنكه رنج جزء جدايي ناپذير تمامي مراحل طبيعي زندگي است : تولد ، بيماري ، پيري و مرگ
دوم ، هوس باعث رنج است
سوم ، براي غلبه بر درد و رنج مي بايست از تمامي هوسها وخودخواهي ها دور شد
چهارمين اصل به بيان چگونگي دست يافتن به سه اصل قبلي پرداخته است
 
روشي كه بودا به تعليم عقايد خود مي پراخت به "راه هشتگانه" شهرت دارد
كه طبق آن مي بايست هشت عمل صحيح را پيش گرفت
پندار نيك
هدف درست
گفتار نيك
رفتار نيك
شغل درست
تلاش صحيح
تفكر صحيح
و مراقبه
(Meditaion )
 
بودا بقيه عمر را به مسافرت و نشر افكار خود پرداخت و مردم هند را تعليم داد
.وي طبقه بندي مردم را بر اساس اصول مذهب هندو مردود مي دانست
از آنجا كه پيروي از آيين هشتگانه بودا در ميان مردم مشكل است
.راهبان بودايي به رهبانيت و ترك دنيا مي پردازند
 
بودا در سن 80 سالگي در گذشت
 
هدف روحانيون مذهب بودا ، رسيدن به "نيروانا" يا همان عالم صلح و آرامش و آسودگي از رنج است
, از جمله عقايد بودايي ها
زندگي مكرر انسان يا تناسخ است
و معتقدند كه انسان پس از مرگ ، دوباره متولد مي‌شود
. بدين ترتيب هر زندگي بعدي ، عذاب يا پاداش زندگي قبلي خواهد بود
 
يكي از عقايد و تعاليم مهم بودا آن است كه نبايد هيچ موجودي را از ميان برد
زيرا هر موجودي به تدريج و با توالي چندين زندگاني از حشره تا يك انسان كامل ، زندگي خواهد كرد
پس هر نوع از حيات ، مقدس است
 
بودا هرگز ادعاي پيامبري نكرد و تنها خود را يك معلم مي دانست كه راه صحيح زندگي را به مردم مي آموزد
به همين علت بودايي ها به عبادت خدا نمي پردازند
بلكه سعي در رسيدن به نيروانا دارند
 
بودا به مردم مي آموخت كه بايد
به افكار خود طوري جهت دهند كه تنها به اعمال درست و پسنديده بينديشند
بتوانند احساسات خود را كنترل كنند و قدرت امتناع از انجام گناه را تقويت نمايند
 
در معابد بوداييان مجسمه هاي بزرگي از بودا وجود دارد كه چهار زانو نشسته است
بوداييان در برابر اين مجسمه ها مي نشينند تا به سبك بودا مراقبه كنند
. اين نوع نشستن در برابر اين مجسمه ها به غلط پرستش بودا يا بت پرستي انگاشته شده است
 
تعاليم بودا در سه بخش گردآوري شده است
. بخش اول قوانيني براي راهبان
، بخش دوم پندهاي بودا
و بخش سوم نحوه تفكر بوداييان
 
راهبان بودايي لباسي گشاد (احرام گونه)
از پارچه اي نارنجي مايل به زرد (زعفراني) مي پوشند
و پابرهنه راه مي روند
. آنان سر خود را مي تراشند و كاسه گدايي در دست مي گيرند
و در آن هداياي ساير بوداييان را حمل مي كنند
اين طرز تفكر و به اصطلاح آيين ، در زمان حيات بودا
به طور وسيعي در مركز شبه قاره هند توسعه يافت
 
در 250 قبل از ميلاد امپراتور آشوكا بودايي شد و سعي در حكومت طبق آيين بودا كرد
و مبلغيني را به ساير كشورها اعزام نمود
به همين علت مردمان سري لانكا ، برمه ، لائوس ، تايلند و كامبوج عمدتاً بودايي هستند
بوديسم در تبت به نام "لامايي گري" شهرت دارد
و در چين با تعاليم كنفوسيوس در هم آميخته است
در ژاپن نيز مذهب شينتو با بوديسم مخلوط شده است
 
جاي تعجب است كه امروزه تعداد بسيار كمي در هند باقي مانده
هر چند كه اين كشور منشاء بوديسم بوده است
شايد بتوان گفت كه بوديسم در هند به تدريج در مذهب هند و تحليل رفته است ..
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 10:46  توسط اشکان | 
چشم سوم با اسامي مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصيرت، چشم دل، چشم درون، تيسراتيل و آجنا خوانده مي‌شود و جايگاه آن در كالبد اثيري و منطبق بر پيشاني در جسم فيزيكي است.

برخي دانشمندان اعتقاد دارند كه چشم سوم محلي براي دريافت ادراكات فراحسي، الهام و اشراق و وسيله‌اي براي ارتباط موجودات با يكديگر در جهان هستي مي‌باشد. از طريق آجنا مي‌توان با عوالم و موجودات ماورائي و همچنين با وراي ابعاد مكاني و زماني ارتباط برقرار ساخت. همچنين با كمك آجنا مي‌توان هاله‌ها را ديد.

براي رؤيت هاله، لازم است كه تمرينات باز كردن چشم سوم را انجام دهيد، تا چشم سوم خود را تحريك كرده، قدرت گيرندگي آن را افزايش دهيد. اين كار شما را قادر مي‎سازد كه انرژي اطراف سوژه‌ را دريافت كنيد. البته بدون انجام اين كار هم ديدن هاله‎ي تك‌رنگ‌ها ممكن است، اما اگر چشم سوم شما تحريك و باز نشده باشد، ديدن هاله‎ي يك موجود زنده بسيار مشكل خواهد بود.

به ياد بياوريد كه وقتي خيلي خيلي خسته و كاملاً فرسوده‌ايد چه حالي داريد؟ به ياد بياوريد كه چه احساسي داريد وقتي براي روزها نخوابيده‎ايد و به سختي مي‎توانيد چشمهايتان را باز نگه داريد؟ به ياد بياوريد كه چه احساسي داريد وقتي چشمهايتان دست از تلاش براي بسته شدن بر نمي‎دارند؟ به ياد بياوريد كه چه حالي داريد وقتي كه با چشمهايتان مي‎جنگيد تا آنها را باز نگه داريد؟

تجسم اين حالتها با تمركز و توجه كامل، در شما احساسي برمي‎انگيزد، مانند اينكه تلاش مي‎كنيد يك پرده‎ي خيالي سنگين را از پشت چشمهايتان بلند كنيد. در چنين حالتي ماهيچه‎هاي چشمهايتان خوب پاسخ نمي‎دهند، بنابراين كار شما تقريباً بطور كامل ذهني است.

چند لحظه صبر كنيد تا اين حالت را به خوبي مجسم كنيد. كوشش براي باز نگه‌داشتن چشمان خسته، يك تحريك ذهني قوي در چشم سوم ايجاد مي‎كند و به تدريج باعث باز شدن آن مي‎شود. اما چگونه؟

اين فعاليت گشايشي ذهن ، آگاهي جسمي شما را در محل چشم سوم متمركز مي‎كند. هنگامي كه آگاهي جسمي شما در يك قسمت از بدنتان متمركز مي‎شود و شما آن ناحيه را تحت نفوذ ذهني خود قرار مي‎دهيد، كالبد انرژي خود را در آن ناحيه به نحوي پويا تحريك مي‎كنيد. اگر اين فعاليت ذهني به اندازه كافي ادامه پيدا كند و تلاش ذهني كافي صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد كرد.

اگر شما فعاليت گشايشي ذهن را هنگامي كه در حالت آرامش هستيد و موضوعي در ميدان ديد شما قرار دارد ( و بطور مستقيم در حال نگاه كردن به آن نيستيد ) انجام دهيد، ديد هاله‎اي خودبخود ايجاد خواهد شد.

فعاليت گشايشي ذهن كه در اينجا شرح داده شد، شبيه تكنيك‎هاي ديداري باز كردن چاكرا است كه توسط اكثر استادان كار با انرژي و پيشرفت قواي ذهني تدريس مي‎شود. فقط به مراتب قوي‌تر و مؤثرتر است. تمرينهاي ديداري كار با انرژي به تنهايي ضعيف و كند هستند و يادگيري و استفاده از آنها مشكل است.

توصيه: مركز بين دو چشم (روي پيشاني) را به نرمي با ناخن بخارانيد. اين كار به شما كمك خواهد كرد كه اين نقطه را با آگاهي جسماني خود به دقت هدف بگيريد.

آگاهي جسماني خود را به ناحيه بين چشمهاي خود منتقل كنيد. با تمركز كامل از اين ناحيه آگاه شويد. اين ناحيه را به صورت ذهني بالا بكشيد. چنان كه گويي تلاش مي‎كنيد پلكهايتان را به زور باز كنيد. اما به ماهيچه‌هايتان در اين ناحيه اجازه ندهيد كه منقبض شوند يا به هر صورت ديگر پاسخ بدهند ( اين تلاش كاملاً ذهني است).

احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهيد. تصور كنيد كه چشمهايتان خيلي سنگين شده‎اند؛ به آنها اجازه دهيد كه بسته شوند، و چند بار پلكهايتان را به‌هم بزنيد. توجه كنيد كه براي اين كار از كدام ماهيچه‌ها استفاده مي‎كنيد.

همين فرمان عضلاني را از طريق آگاهي جسماني ذهن خود در آن ناحيه به كار ببريد، اما ديگر به ماهيچه‌هاي پلكهايتان اجازه ندهيد كه از فرمان اطاعت كنند.

اين كار را دوباره و دوباره تكرار كنيد ( بالا بكشيد، بالا بكشيد، بالا بكشيد… ) چنان كه گويي يك وزنه‎ي خيالي سنگين را از پشت چشمهايتان بلند مي‎كنيد.

اين كار را بارها تكرار كنيد، اما به خودتان ( يا هيچ يك از ماهيچه‎هايتان ) اجازه‎‎ي انقباض يا پاسخ ندهيد. اين كار در آغاز كمي دشوار است، اما با كمي تمرين به راحتي در انجام آن مهارت و تسلط پيدا مي‎كنيد.

اين فعاليت گشايشي ذهني خيلي مهم است. اگر مي‎خواهيد به روشن‌بيني و ساير توانايي‌هاي روحي دست پيدا كنيد، اين تمرين اولين قدم براي يادگيري كنترل چشم سوم است.

در مراحل اوليه ممكن است احساس كنيد كه ناحيه وسيعي از بالاي ابروهايتان را بالا مي‎كشيد، حتي تمام پيشاني خود را . اين مورد اشكالي ندارد و باز هم مي‎تواند تأثير لازم را براي باز كردن چشم سوم شما داشته باشد. با تمرين بيشتر خواهيد توانست حوزه‎ي تمركز فعاليت ذهني خود را كاهش دهيد و آن را به ناحيه‎ي بين ابروها ( چشم سوم ) محدود كنيد.

اگر اين فعاليت گشايشي ذهني را ادامه دهيد، چشم سوم خود را تحريك كرده ، آن را فعال خواهيد ساخت. تمركز يكنواخت و آرام شما روي يك شيئ، چشم سوم شما را با انرژي ساطع شونده از آن شيئ هماهنگ خواهد كرد. اين انرژي به مركز بينايي مغز شما ارسال مي‎شود و در آنجا بعنوان يك تصوير ( يك نوار روشن از نور رنگي ) تفسير مي‎‌شود.

توصيه: هر گاه در انجام اين عملكرد گشايشي ذهني، تمركز و تسلط كافي كسب كرده، آنرا بصورت ذهني اجرا كنيد، متوجه خواهيد شد كه وزنه‎ي خيالي پشت چشمهاي شما در يك سمت آسانتر از سمت ديگر بالا كشيده مي‎شود،كه معمولاً سمت راست آسانتر است. اصولا‎ً اين احساس ناشي از تفاوت بين دو نيمكره‎‎ي مغز شما است كه استفاده از يكي به مراتب آسانتر از ديگري است ( نيمكره‎ي غالب ). اگر اين مورد براي شما ايجاد اشكال مي‎كند، با يك فعاليت چرخشي ذهني، در جهت چرخش عقربه‎هاي ساعت در ناحيه‎ي بين ابروها، چشم سوم خود را تحريك كنيد. منظور از جهت چرخش عقربه‎هاي ساعت اين است كه صورت خود را به عنوان صفحه‎ي ساعت در نظر بگيريد و جهت صحيح چرخش را با آن بسنجيد. براي اين فعاليت چرخشي نيز از همان فرمان ذهني عضلاني استفاده كنيد كه قبلاً براي باز كردن چشمهاي خسته به كار مي‎برديد. اما اكنون آنرا براي چرخش به كار ببريد، چنان كه گويي با حركت چرخشي يك مداد، اين ناحيه را تحريك مي‎كنيد. بهترين روش اين است كه براي فعال كردن چشم سوم خود تمرين گشايشي اصلي و اين تمرين چرخشي را يك در ميان انجام دهيد. فعاليت گشايشي ذهني به هر حال براي هماهنگ كردن چشم سوم شما با هاله لازم است.

توجه: به ياد داشته باشيد كه همه‎ي اين تمرينهاي محرك انرژي، به آگاهي جسماني موضعي خصوصاً آگاهي موضعي در سطح پوست وابسته‎اند. براي اينكه اين تمرينها مؤثر باشند، بايد احساس كنيد كه آنها واقعاً اتفاق مي‎افتند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 12:46  توسط اشکان | 
فیروزههماتیت  تورمالین

چشم ببر چشم گربه کهربا

peridotزبرجداکو مرین فلوریت (توپاز(( با نگهداشتن فلش ماوس روی هر سنگ اسم آن نوشته خواهد شد))

لاجورددلرباحجر سیلان

گوهرها

 از عهد باستان به دليل اعتقاد مردم آن دوران به خواص ويژه خرافاتى و شايد ماوراءالطبيعه اين اجسام همواره مورد توجه بوده اند . انسان عهد باستان باور داشت اين جسم زيبا ويا هنر خلاقه طبيعت در درون خود خواصى پنهانى دارد كه انسانها را به سمت خود مى كشد . همين كشش باعث شد بسيارى از اديان باستانى به دنياى اوهام و غير واقعى روى آورند. اين اديان گوهرها را در راه منافع دينى خود مورد استفاده قرار مى دادند. هنوز هم وقتى انسانى در مقابل يك گوهر و يا بلور زيبا و خوشرنگ و شفاف قرار مى گيرد حيران از اين است كه چه نيرويى اين سنگ را به اين اندازه زيبا آفريده است . يك بلور زيبا درون خود عناصرى دارد كه بر زيبايى آن مى افزايد.
در حقيقت عنصر اصلى كه باعث اين پديده ها مى شود ، همان نور است كه زندگى بدون آن ممكن نيست . از آنجا كه نور زيبايى را به گوهر يا كانى مى دهد، زياد دور از شگفتى نخواهد بود كه انسانهاى دوران گذشته نور را پرستش مى كردند و لذا پيدايش برخى خرافات در مورد گوهرها نيز سرچشمه اى از نور دارد . به جرأت مى توان گفت بيشتر افرادى كه با خود گوهر حمل مى كنند ، بدون آگاهى از اين مطلب از اين تصور انسانى پيروى مى كنند ، چون براى آنها خواص نورى و خرافاتى نسبت به ارزش مادى گوهر ، اهميت بيشترى دارد. حتى به تازگى در اروپا و آمريكا كتابهاى بى شمارى چاپ شده كه پر از پديده هاى خرافاتى گوهرها و سنگهاست در حالى كه علم ارزشى براى اين مطالب قائل نيست .
(فرهنگ گوهرشناسى ، ديباچه)
گوهر واژه اى فارسى برابر با جوهر و جواهر است كه به سنگهاى گرانبها يا قيمتى يا احجار كريمه اطلاق مى شود و به نامهاى سنگ هاى زينتى، تزئينى ، آذينى ، پيرايه اى و احجام نفيسه هم آمده است .
بعضى از نگين ها را اثر و خاصيتى است كه نمى توان آن را انكار نمود، چنانكه فردى را نزد حاكمى به سبب جرمى مى بردند حضرت صادق (عليه السلام) فرمود كه انگشترى عقيق به او برسانند، انگشترى به او رساندند و مكروهى به او نرسيد . يا شخصى را از برابر حضرت امام محمد باقر (ع) گذرانيدند تازيانه بسيار بر او زده بودند . حضرت فرمود: انگشتر عقيق او كجاست، اگر با او مى بود تازيانه نمى خورد . يا آنكه كسى نزد حضرت خاتم (ص) آمد و شكوه نمود كه دزد در راه اموال مرا ربود، حضرت فرمود: چرا انگشتر عقيق در دست نداشتى كه آن از هر بدى آدمى را نگاه مى دارد .
سنگهاى با ارزش فراوانند و در بين اين هزارها سنگ گران قيمت پيامبران و ائمه اطهار (ع) تنها بر چند سنگ صحه گذاشته اند اما نه به خاطر آنكه اثرى جادويى دارند، بلكه آن نگين هرچه باشد برگزيده شده و براى دارنده آن اثراتى از جمله فتح مهمات و دفع بليات و غيره دارد و اثرات آنها ذاتى نيست و از جانب خداى تعالى است . پس اگر كسى اثر آنچه را كه همراه خود مى دارد ، ذاتى و مستقل بداند به خداى يگانه شرك ورزيده است . ضمن آنكه استفاده بعضى از انگشترها مثل طلا براى مردان و انگشتر آهنى و مسى و نگين راه راه بر زنان و مردان را ممنوع كرده اند .
در تفسير قمى جلد دوم از امام صادق (ع) روايت شده است: همه ملك سليمان را خداوند در انگشتر او قرار داده بود، هرگاه سليمان آن در دست مى گذاشت تمامى جن و انس و شياطين و همه پرندگان و وحوش به نزد وى حاضر گشته و از او اطاعت مى كردند . باد مأمور حمل تخت او بود و همه شياطين و انسانها و پرندگان و چهار پايانى كه تحت اوامرش بودند همگى آنها را جابه جا مى نمود.
سليمان به هنگام رفتن به بيت الخلا، انگشترش را در اختيار برخى از خدمتكارانش قرار مى داد. روزى شيطان آمد و خادم او را گول زد و انگشتر را از او ستاند و آن را در دست نهاد ، نتيجه آن شد كه تمام شياطين و جن و انس و پرندگان و وحوش مسخر او گشتند و آن حضرت در جست و جوى انگشتر شد ولى آن را نيافت .
سرانجام شيطان ترسيد كه مردم متوجه حيله او شوند آن را به دريا انداخت . خداى - عزوجل - ماهى را مأمور به بلعيدن آن انگشتر نمود ، بنى اسرائيل چهل روز در جست و جوى حضرت سليمان بودند و از آن طرف سليمان در ساحل دريا به دنبال انگشتر بود و با گريه و زارى به سوى خداى تبارك و تعالى استغفار مى نمود و از اين اتفاق به جانب خدا توبه مى كرد . پس از چهل روز به صيادى رسيد كه ماهى صيد مى كرد ، حضرت سليمان به او كمك نمود . آن صياد پس از صيد ، يك ماهى به سليمان داد ، او شكم ماهى را شكافت انگشتر خود را در آن ديد و انگشتر را به دست كرد و شياطين و جن و انس و پرندگان و وحوش در برابرش خضوع كردند و پادشاهى او به همان حالت اول بازگشت و حضرت ، آن شيطان (كه انگشتر را ربوده بود) به همراه لشگرى كه همراه او بودند به وسيله اسماء الهى حبس نمود و عده اى را در دل دريا و بعضى را در ميان سنگ و صخره ها زندانى نمود و آن شياطين تا روز قيامت زندانى و معذب هستند .
از قديم الايام به فوائد سنگها و جواهرات و نيز به خواص مغناطيسى و درمانى آنها توجه داشته و در طب سنتى از آن بهره مى جستند.
گاهى شنيده مى شود فلانى با داشتن يك انگشتر خير و بركات فراوانى يافته و كارها مطابق ميل او پيش مى رود و ديگرى انگشترى دارد ولى هيچ كاربردى برايش ندارد. اين به جهت آن است كه بايد در انتخاب نوع نگين دقت لازم به عمل آيد و نگينى انتخاب شود كه با طبع و مزاج شخص موافق باشد و براى انتخاب جواهر موافق با مزاج و طبع هر شخس دو راه وجود دارد:
راه اول: توجه به روز تولد است . مثلاً اگر شخصى روز پنجشنبه تولد يافته، روز پنجشنبه به ستاره مشترى تعلق دارد، براى او سنگهايى كه متعلق به مشترى و موافق با آن است تجويز مى شود .
راه دوم: به ماه و برج تولد فرد توجه مى شود . سنگهاى موافق طبق ماه تولد اشخاص به عبارت زير است:
آداب انگشترى در روايات اسلامى:
نگين عقيق
الف) ايمنى دهنده در سفرها بوده و آدمى را از بدى ها حفظ مى كند(۱)
ب) با خير و نيكى روبه رو مى كند(۲)
ج) غم و غصه را رفع مى كند(۳)
ه) فقر را از بين مى برد(۵) و باعث گشايش رزق مى شود(۶)
و) كارها را به نيكى و خوبى تمام مى كند(۷)
ز) موجب اجابت دعا(۸) و برآورده شدن هر حاجتى مى شود(۹)
ح) موجب بركت و باعث ايمنى از بلا مى شود(۱۰)
ط) ايمنى از پادشاه ظالم(۱۱)
ى) همراه داشتن آن به هنگام نماز معادل هزار ركعت است(۱۲)
حضرت محمد (صلى الله عليه و آله) فرمودند: (يا على) همانا عقيق اولين كوهى است كه به ربوبيت خداى متعال و نبوت من و وصى بودن تو و امامت فرزندانت و اختصاص داشتن بهشت به پيروان تو و اختصاص آتش به دشمنان تو شهادت داده است.
انگشتر شرف شمس
شرف شمس در نوزده درجه حمل است و اين حروف عاليات كه هفت و سيزده اند، به همين اسم شريف شرف شمس شهرت دارد، برنگين انگشترى نقش كنند كه صورت صحيح آن اين است:

و اگر به اين اشكال ديده شود صحيح نيست و صورت صحيح آن همان است كه ذكر شد.
همگى آن را اسم اعظم دانسته اند و خاتم آن را كه اولين كلمه است، خاتم سليمانى گفته اندو آن را به عوالم خمسه كه حضرت خمس در اصطلاح عارفان است تفسير كرده اند و در صفحه ۹۲ و ۹۳ و ۲۲۲ و ۲۲۳ حظ و لذ در تأثير از جعفر خابيه امام صادق از اميرالمؤمنين عليهاالسلام امورى را برشمارد و انتساب آنها را به تورات و انجيل و قرآن ذكر كرده است و نيز بونى در كتاب شمس معارف كبرى جلد اول اوفاقى بسيار در خواص آن آورده است كه «ضحكه للمغفل و عبره للمحصل».
نگين فيروزه
الف) باعث بى نيازى و دورى فقر مى گردد.(۱۳)
ب) جهت ايجاد فرزند مؤثر است. (۱۴)
ج) در استجابت دعا مؤثر است.(۱۵)
د) عامل فتح و پيروزى است. (۱۶)
هـ) دور گرداننده دردها از ديدگان است.(۱۷)
و) موجب گشايش سينه مى گردد.(۱۸)
ز) قوت دل را زيادمى كند. (۱۹)
ح) باعث برآورده شدن حاجات مى شود.(۲۰)
يكى از خادمان امام هادى (عليه السلام) از آن حضرت جهت زيارت على بن موسى الرضا اجازه سفر به سرزمين توس گرفت. حضرت به او فرمودند: انگشترى با نگين عقيق زرد به همراه داشته باش كه بر روى آن حك شده باشد «ماشاءالله لاقوه الا بالله استغفرالله» و بر آن سوى نگين «محمد و على» حك كن.
خادم مى گويد: از نزد امام بيرون شدم و انگشترى را طبق دستور امام تهيه كردم و مجدداً براى خداحافظى به حضور امام رفتم. فرمودند: انگشترى ديگر با نگين فيروزه بايد همراهت نمايى كه در بين توس و نيشابور شيرى با تو روبه رو مى شود و قافله را از راه رفتن بازمى دارد، به سوى آن شير رفته و انگشتر را نشانش مى دهى، به او بگومولاى من مى گويد از راه كنار برو. بعد اضافه كرد، بايد نقش روى انگشتر (الملك لله» و سمت ديگر آن «الملك لله الواحد القهار» باشد كه انگشتر حضرت على (عليه السلام) اين نقش را داشته است. كه آن سپرى در برابر درندگان و عامل پيروزى در جنگهاست.
نگين ياقوت
الف) باعث از بين رفتن فقر مى شود.(۲۱)
ب) دارنده آن نجابت و بزرگى مى يابد.(۲۲)
ج) پريشانى را زايل مى كند.(۲۳)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) خطاب به امام حسين (عليه السلام) فرمودند:
فرزندم، انگشتر ياقوت و عقيق به دست كن كه فرخنده و مبارك است و هرگاه كسى به آنها نگاه كند نور صورتش زياد مى شود و يك ركعت نماز با آن دو، برابر با هفتاد ركعت نماز بدون آنهاست...
نگين زمرد
الف) سبب آسانى كارهاست.(۲۴)
ب) زايل كننده فقر است. (۲۵)
ج) فقر را به توانگرى مبدل مى كند.(۲۶)
از امام رضا (عليه السلام) درباره نگينى كه از سنگ زمرد ساخته مى شود، پرسيدند؟
امام فرمود: اشكالى ندارد اما به هنگام طهارت گرفتن (استنجار) آن را از دست درآورند.
نگين جزع يمانى
حضرت على (ع) فرمود: «انگشتر جزع يمانى در دست كنيد كه رد نمى كند مگر متمردان شياطين را»
نگين سنگ زمزم:
حسين بن عبدالله از امام على نقى (ع) سؤال كرد: «آيا خوب است از سنگ ريزه اى كه از چاه زمزم بيرون آرند، انگشترى سازند؟
فرمودند: بلى ، اما چون خواهد استنجاء كند، از دست بيرون آورد.»
نگين حديد چينى :
الف ) جهت نيرومندى نيك است . (۲۷)
ب ) باعث دورى اجانين و شياطين مى شود. (۲۸)
ج ) از شر هر موجودى در امان مى دارد.(۲۹)
د ) اثر چشم بد را از بين مى برد. (۳۰)
ه- ) باعث آسانى وضع حمل مى شود. (۳۱)
البته اين انگشتر به هيچ وجه به زنان باردار توصيه نمى شود چون براى جنين خطر دارد.
ژ ) براى اجابت حاجات دشوار نيك است . (۳۲)
ز ) باعث ايمنى از ترس مى شود . (۳۳)
ح ) همراه داشتن آن به هنگام نماز مكروه است (۳۴)
انگشتر در دست راست يا چپ:
از امام كاظم (ع) سؤال شد آيا انگشتر را بايد در دست راست كرد؟ فرمودند: هرطور كه مى خواهى، دست راست باشد يا چپ.
رسول خدا فرمود: يا على !انگشتر در دست راست كن كه اين عمل فضيلتى است از سوى خداى - عزوجل - براى آفريدگان مقربش.
ابوالعلاء از امام صادق (ع) در باره انگشتر به دست راست كردن سؤال كرد و گفت: من ديده ام بنى هاشم انگشترهاى خود را در دست راست مى نهند.
حضرت فرمود: پدرم امام محمدباقر (ع) در دست چپ انگشتر مى گذاشت و او (پدرم) افضل بنى هاشم و فقيه ترين آنها بود.
امام حسن عسكرى (ع) در سال دويست و شصت قمرى خطاب به شيعيان فرمودند: تاكنون امر ما اين بود كه انگشترتان را به دست راست بگذاريد. اين در حالى بود كه ما (اهل بيت) در ميان شما حاضر بوديم ولى اكنون امر مى كنيم انگشترى را به دست چپ كنيد به جهت آنكه ما از ميان شما غائب مى شويم تا زمانى كه پروردگار امرما و امر شما را ظاهر كند همانا اين بهترين دليل براى شما در ولايت ما اهل بيت است. همان لحظه شيعيان در حضور امام انگشترهاى خود را از دست بيرون كرده و در دست چپ شان قرار دادند و حضرت به آنان فرمودند: اين قضيه را براى شيعيان ما نقل كنيد.
رسول اكرم مى فرمايد: امتم را از دست كردن انگشتر در انگشت سبابه و وسط نهى مى كنم و در روايتى ديگر اين عمل (انگشتر در انگشت سبابه و وسط نمودن) را از افعال قوم لوط دانسته اند.

پى نوشت ها:
(۱ ۸، ، ۱۱ ، ۱۲ ، ۱۳) امام جعفر صادق (ع)
(۲و۳و۵و۷و۱۵و۲۵) رسول خدا (ص)
(۴ ۶، ، ۱۴ ، ۲۳ ، ۲۴ ، ۲۶) امام رضا (ع)
(۹) امام سجاد (ع)
(۱۰ ، ۲۲ ، ۲۷ ) حضرت على (ع)
(۱۶) امام هادى (ع)
( ۱۷ ، ۱۸ ، ۱۹ ، ۲۰ ، ۲۱) امام صادق (ع)
( ۲۸ ) باقرين (ع)
(۲۹ ، ۳۰ ، ۳۱ ، ۳۲ ، ۳۳ ) امام صادق (ع)
( ۳۴ ) حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف
منابع و مآخذ : الكافى ، تهذيب الاحكام ، وسايل الشيعه، مكارم الاخلاق ، امامى شيخ طوسى ، عيون اخبار الرضا، حليه المتقين، هزار و يك نكته.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:22  توسط اشکان | 
متافیزیک از دید اسلام

انسان موجود بسيار پيچيده‌اي است و داراي قدرتهاي عجيب و غريب فراوان مي‌باشد، كه اين خود نشانه و آيت عظمت خالق تواناست(فتبارك الله احسن الخالقين). از اين روست كه مي‌تواند كارهاي خارق‌العاده و غير طبيعي انجام دهد، اين گونه كارها معمولاً از ابعاد فيزيك و متافيزيك وجود بشر منشاء مي‌گيرد. در بعد فيزيك انسان مي‌تواند با كمك ابزار و با انجام تمرينات، سرعت خود را در انجام برخي كارها افزايش دهد و يا نسبت به برخي پديده‌ها عادت پيدا كند كه براي سايرين عجيب مي‌نمايد. در بعد متافيزيك انجام اين كار با استفاده از نيروي‌هاي رواني، فرارواني و روحي صورت مي‌گيرد. برخي افراد با بهره‌گيري از اين توانايي‌هاي خارق‌العاده اقدام به پيشبرد اهداف شوم خود مي‌كنند و يا حداقل اين امور را بهانه‌اي براي كسب درآمدهاي مالي و مادي قرار مي‌دهند. البته محدود افرادي نيز يافت مي‌شوند كه از اين توانمنديها براي خدمت به خلق و يا در انجام كارهاي خير و مثبت بهره مي‌گيرند. در جامعه امروز علي‌رغم تمام پيشرفتهاي صنعتي و علمي، هنوز افراد زيادي براي حل مشكلات خود به اين روشها روي مي‌آورند و به اين بهانه‌ها مورد سوء استفاده قرار مي‌گيرند. لذا بر آنيم تا با تشريح و نقد و بررسي اين مقولات آگاهي لازم را به عموم منتقل نموده تا جلوي سوء استفاده برخي افراد فرصت طلب گرفته شود، همچنين مي‌خواهيم يادآور شويم كه يگانه قدرت مؤثر در عالم خداي قادر مي‌باشد(لله الواحد القهار)، لذا بهتر است براي حل مشكلات بجاي روي آوردن به سحر، طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بريم، جاي بسي تأسّف است كه هنوز در عمل، به اين مطلب مهم اعتقاد پيدا نكرده‌ايم كه«و من يتوكل علي الله و كفي بالله وكيلا».


انجام امور خارق‌العاده معمولاً از طريق علوم غريبه صورت مي‌گيرد. علوم غريبه داراي پنج شاخه اصلي مي‌باشد كه عبارتند از: علم كيميا، علم ليميا، علم هيميا، علم سيميا و علم ريميا. البته اين علوم داراي شاخه‌هاي فرعي نيز مي‌باشند كه از آن جمله مي‌توان به علم اعداد و اوفاق، علم احضار ارواح، علم تنويم مغناطيس و خافيه اشاره كرد. موضوع علم كيميا، چگونگي تبديل صورت يك عنصر به صورت عنصر ديگر مي‌باشد. اين همان است كه در طول تاريخ افراد زيادي به دنبال آن بوده‌اند و قصد تبديل خاك به طلا داشته‌اند. داستانهاي زيادي در ادبيات ملل مختلف دربارة كيميا وجود دارد، ظاهراً عرفا داراي اين قدرت بوده‌اند(آنان كه به يك نظر خاك را كيميا كنند). علم ليميا، علم تسخيرات است. در اين شاخه چگونگي تأثيرهاي ارادي در صورت اتصالش با موجودات ماورائي مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد. ليميا منجر به كسب قدرت تسخير جن و روح مي‌شود. منظور از تسخير آن است كه موجودات در اختيار و به فرمان انسان باشند.


معمولاً افـراد سودجـو معمولاً افـراد سودجـو براي رسيدن به اهداف خود(كه عمدتاً اهداف غير معنوي و مادي است) از اين موجودات تسخير شده بهره مي‌برند. در علم هيميا، تركيب قواي عالم بالا با عناصر عالم پايين مد نظر است و به آن علم طلسمات نيز مي‌گويند. در طلسم از طريق برخي ابزار و وسايل مادي(عناصر عالم پايين) نيروهاي ماورائي جهت انجام كارها به خدمت گرفته مي‌شوند. ظاهراً طالع‌بيني نيز زير مجموعة هيميا مي‌باشد. در طالع‌بيني اعتقاد بر اين است كه محل و موقعيت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، بر سرنوشت و آينده او تأثير مي‌گذارد و از اين طريق نسبت به پيشگويي در مورد آينده اقدام مي‌شود. طالع‌بينان معمولاً با استناد به تأثيرات ماه، خورشيد و ستارگان ديگر پيشگويي مي‌كنند. در كل پيشگويي و اطلاع از اخبار آينده مورد تأييد نمي‌باشد، هر‌چند كه ممكن است اين كار عملي باشد. اگر لازم بود انسان از آينده با خبر باشد، مسائل آينده در حجاب و پوشش قرار نمي‌گرفت و يقيناً پوشيده بودن آن حكمت الهي داشته و خير عموم در آن است. سيميا علم تركيب نيروهاي رواني و جسماني است. به عبارت ديگر هماهنگ ساختن و خلط كردن قواي ارادي با قواي مخصوص مادي مي‌باشد. از اين علم براي دست‌يابي و تحصيل قدرت در تصرفات عجيب و غريب در امور طبيعي استفاده مي‌شود. براي مثال تصرف در خيال مردم و تغيير آن از اين دسته است. علم ريميا استفاده از قواي مادي در انجام امور خارق‌العاده است. مانند كاري كه معمولاً شعبده‌بازان انجام مي‌دهند. اين افراد از توان نهفته در امكانات و وسايل مادي با ظرافت خاصي براي انجام كارهاي عجيب و غريب بهره مي‌گيرند. كهانت و سحر نيز از همين مقولات مي‌باشند. كهانت خبرگيري و يا طلب ياري از جن يا ارواح و امثال آن است.


در كلام مـعصومين از كـاهن به عنوان كافر ياد شده است. سحر، انجام امور خارق عادت از طريق دعا، افسون و طلسم مي‌باشد. سحر كفر به خداست و تصرف و دست يازيدن در عالم بر خلاف وضع عادي آن مي‌باشد. سحر ماية شر بوده، شوم‌ترين منابع فساد در اجتماع بشري است. منشاء سحر ابليس مي‌باشد و از اين طريق نيز به ساير شياطين(انسي و جني) منتقل شده است. كساني كه از سحر و جادو استفاده مي‌كنند با شياطين در ارتباط هستند. امروزه وجود و تأثيرات سحر، طلسم و امثال آن از ديدگاه دين و علم اثبات شده است ولي دين رفتن به سمت اين امور و استفاده از آن را شديداً نهي مي‌كند. مبين آن اينكه حضرت علي(عليه‌السلام)ـ امام عارف و آگاه به علوم غيب ـ مي‌فرمايند:«هر كه چيزي از جادو بياموزد، كم يا زياد، كافر است.» موضوع ديگر از اين مقولات نجوم مي‌باشد، كه از دو ديدگاه قابل بررسي است. اول علم نجوم كه توسط دانشمندان فيزيك، رياضي و ستاره‌شناسان و به صورت علمي و يا روشهاي تجربي مورد نقد و بررسي است. دوم علم نجوم كه بيشتر توسط طالع‌بينان و با روشهاي متافيزيك براي كشف امور پنهاني مورد استفاده مي‌باشد. ظاهراً حالت اول بلامانع و حالت دوم محل اشكال است. در حالت دوم مي‌توان به سه صورت به موضوع نظر داشت. اول اعتقاد به تأثير حركات كواكب در موجودات و عالم هستي كه تحريم شده است، دوم اعتقاد به خداي سبحان به عنوان تنها مؤثر در عالم هستي كه انديشه‌اي بسيار عالي است، سوم اعتقاد به اينكه ارتباط حركات كواكب با حوادث و رخدادها از نوع ارتباط كاشف و مكشوف است كه اين ديدگاه اشكال ندارد(تحريم نشده ولي تأييد نيز نشده است). خلاصة كلام آنكه اگر انسان، ستارگان و كواكب و حركات آنها را عامل مؤثر بر سرنوشت بداند(و يگانه قدرت مؤثر بر هستي را از ياد برد) و از اين طريق پيشگويي كند، راه را خطا رفته و از سبيل الي‌الله خارج شده است. در پاورقي صفحة 6235 كتاب گرانقدر''ميزان الحكمه'' به نقـل از مبحث تنجيم كتاب مكاسب آمده است:«پيشگويي كردن از روي اوضاع كواكب و حركات آنها اشكال ندارد، به اين معنا كه كسي، با مشاهدة وضع معيني در ستارگان مانند نزديكي و دوري و مقابله و اقتران ميان دو ستاره، به صورت گمان و تخمين حكم به وقوع فلان حادثه در آينده بكند… و بلكه علي‌الظاهر، پيشگويي كردن به صورت قطع و جزم نيز اشكالي ندارد…» سحر و طلسم علي‌رغم وجود و تأثيرات غير قابل انكار آن، قابل ابطال است. ابطال سحر و طلسم از طرق مختلف امكان پذير است. احتمالاً تنها كار مجاز در امور سحر و طلسم نيز ابطال آن به قصد كمك به خلق با نيت رضاي حق تعالي مي‌باشد. بهترين شيوه براي ابطـال طلسمات، توكـل به خداوند قهـار و جبار و پناه بردن به اقيانوس بي‌كران رحمت او، قرآن كريم مي‌باشد، چرا كه«و ننزل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمه للمؤمنين». براي جلو گيري از تأثيرات سحر و طلسم قرائت قرآن كريم بخصوص سوره‌هاي كافرون، اخلاص، فلق و ناس بسيار مؤثر است. بخصوص تلاوت سوره‌هاي فلق و ناس در ابطال تأثيرات سحر و طلسم بي‌نهايت مفيد مي‌باشد. جاي بسي تأمل و تعمق است كه انسان مي‌تواند آن همه توان و نيروهاي خارق‌العادة خود را(كه موهبتي الهي است) در راه شناخت حق تعالي صرف كند و جزو سالكان طريق الي‌الله قرار گيرد، با اين حال چگونه با استفاده‌هاي منفي از توانمنديهاي خود جزو سالكان در طريق الي شيطان مي‌شود؟! (اعوذ بالله من الشيطان الرجيم)

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 12:26  توسط اشکان | 
درباره چاکرا درماني
چاكراها مراكزي براي تبادل انرژي كيهاني با بدن مي باشند. در بدن انسان هفت چاكراي اصلي وجود دارد كه انرژي كيهاني از طريق آنها وارد بدن شده يا از آن خارج مي شوند.چاكرا درماني يك درمان مكمل براي همه بيماري هاي جسمي و رواني است.علاوه بر آن فعاليت متعادل چاكراها انسان را به تكامل معنوي نزديك مي سازد . شما دوستان عزيز مي توانيد براي هر مشكل جسمي يا رواني كه داريد از اين درمان مكمل برخوردار شويد. تاكيد مي كنم شما هر مشكلي كه داشته باشيد ميبايست تحت نظر پزشكان متخصص مربوطه درمان خود را ادامه داده و در عين حال از چاكرادرماني نيز براي سرعت بخشيدن به درمان خود استفاده كنيد.

درباره چاکرا ها بيشتر بدانيد
آيا مي دانيد 7 مركز انرژي « چاكرا» در بدن شما وجود دارد؟
هر انساني نيروي بالقوه اي براي كامل بودن در خود دارد. نيروي شگفت انگيز و فريبنده أي كه اعجاز خلقت محسوب مي شود. نام ديگر اين نيروي بالقوه «چاكرا» مي باشد. چاكراها انرژي حياتي را از محيط اطراف و از كيهان مي گيرند و آنها را به امواج مورد نياز نقاط مختلف بدن تبديل مي كنند. علاوه بر اين آنها انرژي را به اطرافشان پخش مي كنند. توسط اين سيتسم انرژي، انسان نهايتا در حوزة‌ تبادل دايم انرژي با كيهان و دنيا و انسان هاي ديگر است.
طبق دست نوشته هاي قديمي 88000 چاكرا در بدن هر يك از ما وجود دارد و به ندرت مي توان نقطه أي در بدن انسان پيدا كرد كه در برابر دريافت و انتقال يا تغيير دادن انرژي ها حساس نباشد. فقط حدود 40 چاكراي فرعي وجود دارد كه مهمترين آنها در طحال، پشت گردن، كف دست ها و كف پاها قرار دارند. اما تقسيم بندي ديگري هم براي تعداد چاكراها وجود دارد كه مي گويند چاكراهي مهم در بدن انسان 7 تا مي باشند كه دائما در حال چرخش به سر مي برند. چرخش چاكراها در مردان به سمت راست (در جهت عقربه هاي ساعت) و در زنان به سمت چپ مي باشد. وقتي درمانگران مي خواهند چاكرايي را تقويت كنند مي توانند در جهت چرخش چاكراها كار درمان را انجام دهند. مثلا در رايحه درماني مي توان مواد معطر را به صورت دوراني در جهت چرخش چاكراها حركت داد يا اگر با سنگ هاي قيمتي مي خواهيد روي چاكراها تأثير بگذاريد باز مي توانيد جهت چرخش چاكراها را در نظر داشته باشيد.

پذيرش در زنها
يك رنگ به خصوص بر روي هر يك از اين هفت چاكرا اثر بيشتري دارد، يعني فركانس امواج چاكراها با رنگ مربوطه افزايش يافته،‌ شفاف تر و درخشان تر مي شود. گفته شد كه چاكراها در مردان در جهت عقربه هاي ساعت مي چرخند و طبق آموزش هاي چيني اين جهت چرخش در طبيعت نمايانگر قدرت اراده، فعاليت و هم چنين خصوصيات منفي مثل پرخاشگري و خشونت مي باشد و غلبه و تسلط را در مردها مي رساند.
در زنان جهت حركت چاكراها خلاف عقربه هاي ساعت است و اين نوع حركت در طبيعت نمايانگر پذيرش و توافق مي باشد. به همين دليل چيني ها معتقدند زنها فعاليت بيشتري در ابراز احساسات دارند و مردها ميل به پذيرش احساسات و يا باقي ماندن در وضعيت منفعل دارند.
چرخش متناوب چاكراها باعث مي شود مردها و زنها در زمينه هاي مختلف زندگي به اشكال متفاوتي انرژي ها را به سوي كامل شدن هدايت كنند. چاكراها امواجي را كه با فركانس هاي خودشان هم خواني داشته باشد از محيط اطراف مي گيرند و مانند آنتن عمل مي كنند. امواج انرژي را در هر حدي كه باشند مي گيرند و ما را به آنچه در طبيعت، جهان و اطرافمان در جريان است وصل مي كنند. چاكراها هم چنين انرژي ها را دقيقا به اطراف ساطع مي كنند. از اين رو باعث تغيير اتمسفر اطراف ما مي شوند. از راه چاكراها مي توانيم امواج سلامتي و يا پيام هاي آگاهانه و ناخودآگاه بفرستيم و ديگران، شرايط و حتي ماده را تحت تأثير قرار دهيم،‌ آن هم درجهت مثبت يا منفي.

هر هفت سال يک انسان جديد مي شويم
اگر بخواهيم كه خلاقيت، دانش، قدرت، عشق و وحدت و سعادت ايجاد كنيم بايد جاكراها باز باشد و به طور هماهنگ با هم كار كنند. اين موضوع دربارة‌ تعداد كمي از آدمها صدق مي كند. به طور هم زمان ممكن است چاكراها باز، بسته يا فعاليت يك جانبه داشته باشند. در طول زندگي اين حالت ها دستخوش تغيير مي شوند زيرا درونماية اصلي آنها هميشه در حال حركت به جلو و دوباره به عقب برگشتن است. به همين دليل دانش چاكراها مي تواند به ما كمك كند تا خود را بشناسيم، توانايي هاي ذاتي خود را درك كنيم و بتوانيم زندگي سرشار از نعمت و سرور داشته باشيم.
همه چيز در جهان ما ريتم و چرخش مشخصي دارد. از اتم ها گرفته تا هر آن چه در خلقت وجود دارد.
قوانين موزون در همه جا به چشم مي خورد. در ضربان قلب، در تنفس، در جا به جا شدن شب و روز، در آمدن فصول، در حركات قابل پيش بيني ستارگان و در رشد زندگي مخلوقات. مثلا در مورد گياه،‌ اول مي بينيم جوانه ظاهر مي شود، بعد اولين برگ ها، سپس غنچه و بعد از آن گل و در نهايت ميوه، هميشه روند مشخصي وجود دارد، بنابراين منطقي است انسان كه موجودي روحاني در قالب بدن است پيشرفت او براساس روند خاصي باشد. انسان فقط اين نيست كه روز به روز رشد كند و مهارت ها و تجربيات مختلف به دست آورد،‌پيشرفت او طبق چرخه هاي خاص ذهني و معنوي است. ارزش موضوعات در تمام مراحل زندگي يكسان نخواهد بود. يعني در زمان معيني با كاري كه خلقت دقيقا بر دوش ما گذاشته، مواجه مي شويم.
از ديدگاه انسان شناختي،‌ زندگي انسان به دوره هاي كاملا مشخصي تقسيم شده است. طول هر دوره هفت سال است. زمان هاي مشخصي در زندگي وجود دارد كه انسان پذيراي تأثيرات و تجربيات است و به بلوغ كافي براي برداشتن قدم هاي مشخصي در راه پيشرفت رسيده است. جالب است بدانيد كه اين شناخت كاملا با دانش دربارة‌ ساختار عملكرد چاكراها تناسب دارد. ما هر هفت سال از يك چاكرا ي مي گذريم و در آن دوره خصوصيات آن چاكرا درون ماية زندگي ما خواهد بود. با اين تفسير وقتي دورة‌ هفتم زندگي ما تمام مي شود و وارد پنجاه سالگي مي شويم دوباره همه چيز را از نو شروع مي كنيم. از پنجاه سالگي درسهاي خاصي در انتظار ما هستند تا ياد بگيريم. هر سال موضوع جديدي در انتظار ماست و هر هفت سال يك موضوع جديد موارد قبلي را كامل مي كند. از نظر زيست شناختي هم اين يك واقعيت است كه بدن ما هر هفت سال يك بار دوباره احيا مي شود يعني بعد از هفت سال تمام سلول هاي بدن مان به سلولهاي جديد تبديل شده و از نظر زيست شناختي انسان كاملا جديدي هستيم. دانستن اين موضوع باعث مي شود تا به رشد كودكانمان بيشتر كمك كرده و توجه به موقع به آنها داشته باشيم.
دو راه براي آزاد کردن چاکراها
اما دو راه اساسي مؤثر براي آزاد كردن چاكراها وجود دارد، راه اول اين است كه چاكراها را در معرض انرژي هايي قرار دهيم كه با هر يك از آنها ساختاري هماهنگ دارد. چاكرا با امواج طبيعي از قفل ها آزاد مي شود، اين چنين انرژي مي تواند در رنگ هاي شاد و ساده، در جواهرات،‌ صداها و روغن هاي خاصي پيدا شود. وقتي انرژي هاي سد شده در چاكراها به اين طريق آزاد مي شوند، در درون احساس عميق سرور، آرامش و روشني مي كنيم.

چاكرا كلمه ای سانسكريت به معنای چرخ است، چرخ سمبل حركت دورانی حول يك محور است. به عبارت ديگر شكلی كه از حركت حول يك محور ايجاد می شود، دايره است. به همين صورت رابطه دايره با مركز آن از همه اشكال ديگر كامل تر است. گروهی از افراد كه آگاهی و انرژی روانی آنها يك قصد مشترك دارد، دايره  يا حلقه را بوجود می آورند. شكل چرخ برای چاكراها نمود يگانگی و اتحاد درونی آنها است.

چاكراها ريشه در باورها و ديدگاه متافيزيك هندو دارند. در ديدگاه هندو، هستی از جنس تفكر و آگاهی است و قصد آگاهی تبلور به شكل ماده است. اين امر خلاف ديدگاه مادی است،كه ماده را سر آغاز جهان، و آگاهی را ناشی از آن می داند. مبنای اين نوشته، ديدگاه متافيزيك هندو است. از اين ديدگاه جهان رويای، رو يابينی است كه همه اجزای اين رو يا خود نيز رو يا می بينند. در اين ديدگاه يك جهان اكبر وجود دارد كه خود متشكل از بی شماری جهان های اصغر است. در اين بين چاكراها واسطه های بين جهان اكبر وجهان اصغر هستند. بنابراين تجربه ما از جهان هستی در سطوح مختلف آگاهی و از طريق چاكراها تجربه می شود. مجموعه چاكراها مانند يك رنگين كمان متشكل از هفت رنگ است و هر چاكرا طيفی از اين رنگين كمان را تدائی ميكند و درك و برداشت صحيح موقعی اتفاق می افتد كه هرهفت رنگ اين مجموعه حضور داشته باشند. به عبارت ديگر چيزی كه مانع دريافت واقعيت می شود، آن است كه تعادل بين اجزای سيستم ادراكی برقرار نبوده و درك و برداشت ما كامل نيست.

چاکراها مانند گردابی عمل می کنند که انرژی و آگاهی را از محيط اطراف ما دريافت کرده و در قسمتهای مختلف بدن پخش می کنند. هريک از چاکراها در هر قسمت از بدن که قرار داشته باشد انرژی آن قسمت از بدن و سطحی از آگاهی را در کنترل خود دارد.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 11:15  توسط اشکان | 
متشکرم از تمامی دوستان که به این وبلاگ فقیر لطف دارند

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 10:31  توسط اشکان | 
+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 18:27  توسط اشکان | 

مقدمه:

تعلق و وابستگي به جسمانيت وعادت کردن به آن ، دليل بسياري از مشکلات روحي يا حتي از دست دادن لذتهاي بي نهايتي است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولين مرحله و گام در رسيدن به عالم آرامش و در واقع رسيدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
مقاله زير آموزش ساده ترين نوع خود هيپنوتيزم به عنوان
Relaxation ، مقدمه اي براي کنترل ذهن ، راز اصلي تمرکز قوا و حذف تنشهاي غير ضروري و زيانبار بدن است .

مراحل يازده گانه:

1>شروع خواب مصنوعي> مکاني ساکت و دنج پيدا کنيد ، آرام روي صندلي اي راحت بنشينيد و يا در جايي نرم دراز بکشيد (گذاشتن موسيقي اي آرام يا صداي طبيعت مي تواند کيفيت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشماريد به طوريکه شماره ها يک در ميان با دم و بازدم تنظيم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسي عميق بکشيد و 15 ثانيه نگهداريد سپس با شماره 9 بيرون دهيد و همينطور الي آخر. . . در ضمن تصور کنيد لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگينتر مي شود.

2>رها سازي پاها> ابتدا پاي راست خود را از انگشتانش تا کمر(يا تا زانو)در ذهن مجسم کنيد . آن را احساس کنيد و در ذهن خود تصور کنيد که تمام اجزاي آن مثل خمير شل ، گرم و سنگين شود ؛ سنگين سنگين ،اين کلمه را 5 بار تکرار کنيد ؛ وارد جزئيات شويد و سعي کنيد به ترتيب عمل کنيد يعني به خود القا کنيد که پاي راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگين و گرم شده اند بعد همينطور پاي چپ(براي اينکار مي توانيد در ذهن خود 5 بار به پاهايتان دستور بدهيد که آرام سنگين و گرم شو و بگوييد لحظه به لحظه پاهايم گرمتر و سنگينتر و شل تر مي شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگين و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنيد .)

3>رها سازي تنه> يک نفس نيمه عميق و آرام بکشيد و همه بدنتان را رها کنيد.حالا عضلات شکم ، سينه ، سرسينه ها و پهلوها را رها کنيد ؛ تصور کنيد تمام قسمتهاي بدنتان شل شده اند لذا اين قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگين و گرم شده باور کنيد ، مي توانيد 5 بار ذهني بگوييد از کمر تا کتفم شل و سنگين شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر مي شود .(به تصوير کشيدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده اي مثل خمير يا هر ماده اي که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسيار کمکتان مي کند)

4>رها سازي دستها> منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان مي باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنيد ،دقيقا مانند مراحل قبل ؛يعني تصورکنيد تمام اجزاي دست مورد نظر شل و سنگين شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنيد و 5 بار به خود بگوييد دست چپم شل و سنگين شده است ،آرام و رها .

5>رها سازي کتفها و بازوها> کتفها و بازوهايتان را شل ، سنگين و بدون هيچ انقباضي قرار دهيد (همانطور که با اعضاي قبلي رفتار کرديد) ، مي توانيد تصور کنيد همينطور که بازوهاي شما سنگين، شل و گرم مي شوند به تدريج مثل خميري نرم ، روان به سوي پاهايتان در جريان است .

6>رها سازي سر> حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پيشاني ، گوشها ، ماهيچه هاي زير چشم و موها رسيده است .تصور کنيد اختيار اين قسمتها دست شما نيست و همه شان شل ، گرم ، سنگين و مايع شده اند ؛ رهايشان کنيد و در ذهن ببينيد صورتتان آرام و آسوده شل شده است .

7>چسباندن پلکها> اکنون تصور کنيد پلکهايتان شديداً به هم چسبيده اند ، يعني تصور کنيد آنها را با قويترين چسب دنيا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنيد که نمي توانيد چشمهايتانرا باز کنيد آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهايشان کنيد .

8>پاکسازي آلودگيها> در اين مرحله در ذهن و خيال خود تصور کنيد هوايي زلال و شفاف (ترجيحا قابل رويت) به درون ريه هايتان مي فرستيد به طوريکه اين هوا علاوه بر ريه ها ، به تمام سلولها و اتمهاي اجزاي ديگربدن نيز وارد شده و همه عضلات داخلي و ماهيچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف مي کند و به همين دليل هواي وارد شده سياه رنگ مي شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سياه که در واقع بيماريها ، نقطه ضعفها ، ناراحتي ها و مشکلاتتان است بيرون مي رود . اين تنفس شامل دم پاک و بازدم سياه رنگ را مرتب تکرار کنيد و تصور کنيد که با بيرون رفتن تنشها و بيماريها به صورت دود سياه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر مي شويد و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نيز کمتر مي شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک مي شوند و در واقع تمام سلولهاي بدنتان را پاک و تميز و جوانتر شده مي بينيد .

9>افزايش کيفيت آرامش> تصور کنيد کنار دريا در ساحلي بسيار زيبا يا کنار رودخانه اي جنگلي يا در باغي سرسبز و آرام يا روي تشکي نرم و لطيف يا قايقي راحت در وسط اقيانوسي آرام زير گرماي مطلوب خورشيد ونسيم خنک پرطراوتي(و خلاصه هر مکان و فضاي آرامشبخشي که بودن در آنجا را دوست داريد )دراز کشيده ايد ؛ احساس کنيد که نسيم دريا يا صداي آب شما را آرام و آرامتر مي کند ، خورشيد به صورت حرارتي مطبوع بر شما مي تابد و بدنتان را نوازش و گرم مي کند . حالا در ذهن بگوييد لحظه به لحظه آرامتر مي شوم ، دستهايم ، پاهايم ،کمرم ،سينه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگين و سنگين تر مي شوند .دست چپم ، سنگين شده سنگين سنگين ، دست راستم شل و آرام شده سنگين سنگين ، گرم گرم ؛ هر نفسي که مي کشم مشکلات ، تنشها ،بيماريها و انقباضها از بدنم حذف ميشود و من آرام و راحتم ، پاهايم ، سينه ام و سرم سنگين و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و اميدوار .(دقت کنيد که تکرار اين کلمات و تصور کردن دوباره اجزاي بدن به صورتي آرام در افزايش کيفت آرامش شما بسيار مهم است).

10>تلقين خواسته ها> اين مرحله ، مرحله تلقين دقيقتر آمال است ؛ هر چه مي خواهيد و هر آرزوئي که داريد به صورت جمله اي کوتاه در ذهن خود بيان کنيد مثلا بگوئيد من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر مي شوم يا من در درسها يا کارم موفق هستم ،يا من ثروتمندم ،يا من سالمم . حتما اين جملات را به زبان حال (نه اينکه از اين به بعد مي خواهم باشم)و با ساختاري مثبت بيان کنيد (ا زکلمات منفي و کلمه نه خودداري کنيد) . جملات را چندين بار تکرار کنيد و تصور کنيد که به هدف خود رسيده ايد .دوستان را ببينيد که برايتان شادماني مي کنند ، صداها را بشنويد که به شما تبريک مي گويند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده مي بوسند و موفقيتتان را تبريک ميگويند ، احساس بسيار بسيار خوبي داريد .خوش به حالتان.

11>بيدار شدن از خواب مصنوعي> آرام آرام از 1 تا 10 بشماريد ، با هر شماره تنفس را تندتر کنيد کوتاه و سريع ، و به خود بگوييد وقتي به 10 رسيدم چشمهايم را باز مي کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژي . انگشتان پاي راست را تکان بدهيد ، آنگاه انگشتان پاي چپ ،ساق پاي راست و ساق پاي چپ ؛رانها را به حرکت درآوريد ؛ پاها را بالا بياوريد ؛ دستهايتان را تکان دهيد ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنيد ، تکان بخوريد ، شاد و سر حال چشمها را باز کنيد و بعد از 30 ثانيه بنشينيد با اين عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال مي کنيد .( تذکر مهم اينکه در مرحله 11 حتما با تلقين معکوس ، حالت سنگيني و کرختي بدنتان را حذف کنيد مثلا بگوييد پاي چپم سبک شده ، دمايش عاليست و راحتم ، همچنين حتما تلقين کنيد من بعد از بيداري شاد و سرحال و پر انرژي مي شوم ، تمام اعضاي بدنم در حالت عادي راحتتر و پر انرژي اند.)


نکاتي بيشتر:

> تقسيم کردن بدن به اجزاي بيشتربدين منظور است که عمل تن آرامي به آساني امکانپذير شود .زيرا مغز فرمانهاي جزئي را سريعتر از فرمانهاي کلي به اجرا مي گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنيد تا به مرحله مفيد و موثر تن آرامي برسيد.

> مثالها ، ترتيب و جملاتي که در اين مراحل آورده شده بود بي شک ثابت نيستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که مي توانيد قوه تخيلتان را به کار بگيرد .طبيعتا پس از انجام يکي دو بار مي توانيد متناسب سيستم روحي ، جسمي و نيازهاي خود آنها را تغيير دهيد و سعي کنيد تمام مراحل را براي خود سفارشي(Customize)کنيد .

> با توجه به تکنيکهاي
NAC (علم تداعي عصبي شرطي ) در ابتداي مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادي مي کنيد در ذهن خود تصور کنيد مثلا دست چپتان را مشت کرده ايد . بعدها در مواقع ضروري ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشين و محيطي شلوغ يا پرتنش که شما اين کار يعني مشت کردن دست چپتان را انجام دهيد و چشمهايتان را ببنديد ، بلافاصله احساس آرامش مي کنيد و امواج آلفا ، مغز شما را شاد مي کنند.

> در ضمن ذکر اين نکته نيز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نيست که آنها را به زبان بياوريد بلکه بايد طوري بيان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فرياد کند.

> مي توانيد جملات مورد نظر را با تنظيم زمانبندي مناسب ،همراه موسيقي اي ملايم بر روي يک نوار کاست ذخيره کرده و از آن در حين انجام دادن مراحل استفاده کنيد .

> مسلما رفتن به حالت
Relaxation و اعمال مشابه براي عوض کردن اجتماع يا آدمهاي اطرافتان نيست بلکه روشي است تا شما را با روحتان آشتي دهد و قدرتهاي نامتناهي اي که خداوند متعال در اختيارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسيله آنها بتوانيد در برابر محيط ، موقعيتها ، فرصتها و افراد پيرامونتان بهترين تصميم و عکس العمل را به کا بنديد ...


Farewell

ديدن آرامش و شادي ديگران هميشه براي من انرژي بخش است
لذا با آرزوي رها شدن همه انسانها از بندها و زنجيرهايي که در واقع خود به جسم و روح خود کشيده اند شما را به يگانه منبع بي نهايت انرژي ، ايزد بزرگ ، مي سپارم...
تا خود نخواهيد هيچ تغييري رخ نمي دهد ...
اميدوارم در نهايت آرامش و اطمينان باشيد درحالي که سرشار از انرژي ، نشاط و اشتياق هستيد...

 




مست توام از باده و جام آزادم                        صید توام از دانه و دام آزادم

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی        ورنه من از این هر دو مقام آزادم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 12:59  توسط اشکان | 
سنگهای ماه تولد شما که به متولدین ماههای مختلف خود نیروی حیات میبخشندعبارتند از:
فروردین :جاسپر .عقیق.گارنت.یشم.چشم ببر.یاقوت.پریدوت.مرجان.اماتیست.اپال.پریت.تورمالین
اردیبهشت عقیق.مروارید.مالاگیت.یاقوت.سیترین.زمرد.توپاز.اوانتورین.سفایر
خرداد:یشم.توپازماه.سیترین.کوارتز.زمرد.اکومارین.کهربا.عقیق.پریدوت.چشمببر.کلسیدونی
تیر:توپاز.سنگ ماه.پریدوت.یاقوت.کریزوپرایز.زمرد.مروارید.اپال.عقیق.کلسدونی.یشم.
مرداد: چشم ببر.گارنت.کهربا.عقیق.یاقوت.کوارتز.توپاز.پریدوت.سیترین.روتایل
شهریور:لاجورد.یشم.توپاز.جاسپر.عقیق.زمرد.سیترین.چشمببر.اماتیست.سودالیت.سفایر
مهر:تورمالین.کوارتز.یاقوت.پریدوت.مرجان.اپال.یشم.اکوامارین.مروارید
ابان:حدید.یاقوت.سیترین.پریدوت.مرجان.تورمالین.اپال.عقیق سیاه
اذر: فیروزه.لاجورد.سنگ ماه.توپاز.سفایر.اکوامارین.اماتیست.یاقوت.انیکس.کلسدونی.
دی:مالاگیت.یاقوت.فیروزه.لاجورد.تورمالین.کوارتز.بریل.سنگ ماه.لابرادورایت.
بهمن: فیروزه.یشم.انیکس.بریل.توپاز.سفایر.اکوامارین.اماتیست.امازونیت.فلورین
اسفند:اکوامارین.اماتیست.پریدوت.اپال.لاجورد.سنگ ماه.یشم.مروارید.فلورین.فیروزه.سفایر
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 12:28  توسط اشکان | 
نکات مهم در تقویت نیروی تله پاتی

برای تقویت نیروی تله پاتی و تاثیر از فاصله در تمرینات فرد نکات زیر را دقت کنید :

1- در صورت امکان عکس سوژه را در مقابل قرار دهید.

2- در صورت عدم وجود عکس ، تصویر سوژه را در ذهن خود تجسم کنید.

3- خود را در یک حالت خود هیپنوتیزم قرار دهید.

4- اگر تصویر سوژه را در اختیار دارید چند ثانیه ، تا دو دقیقه به آن خیره شوید. اگر عکس در اختیار نیست تصویر آن را مجسم کنید.

5- در حالیکه ذهن خود را چشم های بسته به سوژه مورد نظر تمرکز داده اید. پیامی را انتخاب کنید مثل پیام مهر و دوستی ، به من زنگ بزن و یا دست را بالا کن .

6- خود رادر کنار سوژه تجسم کنید ، به طور مثال سوژه دست های شما را می گیر و انگار در مقابل همدیگر نشسته اید.

7 - بتدریج احساس کنید درون سوژه هستید بعد پیامتان را با ضمیر من و به ورت مثبت منتقل کنید یعنی به جای این که بگوییم دست تو بالا می آید بگوئید دستم به تدریج بالا می آید به این ترتیب این احساس را در سوژه منتقل می کنیم که دستش بالا بیاید.

8- اگر این پیام همراه با یک حس عاطفی جذب کننده باشد خیلی موثر است . یعنی با علاقه پیام ذهنی خود را به سوژه منتقل کنید.

9- درباره سوژه ای حتی اگر از آن برخورد منفی می بینید حتما ، احساس مثبت داشته باشید به طور مثال اگر فرد تصور می کند که فرد مقابل او را تائید نمی کند در واقع این یک پیامی است که به فرد مقابل می گویید تو مرا تایید نکن پس حتما با تکرار القائات مثبت به تدریج نظر مخالف یک فرد را عوض کنید .

10- این تمرین را در زمانهائی که حالت و احساس خوبی دارید چه در وضعیت خود هیپنوتیزم و چه در حالت خوابیدن و چه در حالت های معنوی می توانید با تمرکز انجام دهید.

اما در دوران پریود خانم ها ، در شرایط جوی نامناسب و در زمانهایی که احساس می کنید فرد در یک وضعیت خوبی قرار ندارد یا شما در وضعیت خوبی قرار ندارید ، این تمرین را انجام ندهید.

11- قبلا حتما این ارتباط را با سوژه ای برقرار کنید که روی او شناخت دارید و او را عنصر مناسبی تشخیص می دهید زیرا با قراری تماس ذهنی ، به تدریج افکار و روحیات طرف مقابل نیز خود بخود به شما ارسال می شود.

12- بعضی از شب ها قبل از خوابیدن با احساس اینکه به هنگام خواب این ارتباط را برقرار کنید و این پیام را بفرستید چند دقیقه تمرین فوق را انجام دهید.

13- هرکس که نیروی آن به هر دلیل بیشتر است خود به خود تاثیر گذاری ان نیز بیشتر می شود. یک فرد سالم به یک فرد بیمار نیرو می دهد و به او سلامتی ، منتقل می کند اما فرد بیمار بلعکس فرد بیمار بلعکس ضعف های خود را به سوژه منتقل می کند.

14- در انتقال پیام به نوع رنگ نیز توجه کنید به طور مثال اگر می خواهید در کسی عشق و یا شفا بخشی ایجاد کنید ، آن پیام را با رنگ سبز منتقل کنید اگر می خواهید به یک شخصی آرامش یا صرفا تله پاتی منتقل کنید آن را با رنگ آبی منتقل کنید و یا اگر می خواهید در فرد هیجان و شوق ایجاد کنید آن را با رنگ قرمز و یا نارنجی منتقل کنید.

15- به هنگام انتقال پیام مراقب پارازیت های ذهنی خود یاشید چون زمانی که متمرکز یک پیام می شوید ممکن است که در اثر افکار و تمایلات متفاوت ذهنی ، ذهنیت های منفی و نا خود آگاهی پیدا شوند ، با تمرین تمرکز فکر جلوی این پارازیت هایرا بگیرید.

16- منتظر نتیجه سریع نباشید ، عجله نکنید و کارتان را با حوصله دنبال نمایید.

17- ارتباط تله پاتی با جنس مخالف یا افرادی که با آنها رابطه صمیمانه و عاطفی داریم بهتر برقرار می شود. همچنین پیام های تله پاتیک مثل خواب و رویا زبان خود را دارد . بطور مثال همانطور که آب در رویا می تواند تمثیلی از پاکی ، احساس گناه یا پرواز تمثیلی از بلند پروازی یا احساس سقوط و شکست باشد بطور مثال در تله پاتی نیز آبی می تواند رنگ آسمان ، دریا ،موج ، یا احساس آرامش باشد.

18- برای برقراری ارتباط و تاثیر گذاری در فردی که مقابل ماقرار دارد تمرکز به چشم سوم و بین دو ابروان و بعد انتقال فکر خیلی بهتر تاثیر گذار است.

19- برای انتقال پیام فرصت کافی در نظر بگیرید زیرا اغلب ، زمانی که تازه ارتباط در حال برقرار شدن است ممکن است تمرین را قطع کنید . بنابر این باید مدت تمرین را طولانی تر نماید.

20- مرکز آجنا در چشم سوم و ویشودهی در پایین گردن و آناهات در کنار قلب و در امتداد ستون فقرات مراکز اصلی انرژی در چاکراها برای رشد این نیروهاست . همچنین در زمان ارسال پیام ، فرستنده بهتر است. دم بگیرد و در حالت حبس دم باشد. اگر با شخصی در مقابل تمرین می کنیم گیرنده باید در حالت باز دم قرار گیرد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11:47  توسط اشکان | 

طيف هاي رنگي انساني


اين متن حاوي مطالبي در باره هاله ي انسان و خصوصيات فردي افراد است، كه از طريق طيف رنگي اطراف بدن آنان شناسايي مي شود.هاله حوزه انرژي الكترو مغناطيسي است كه از بدن تمام موجودات زنده ساطع  ميشود.

رنگها و طرح هاي اين حوزه انرژي، طرح كلي روح و روان انسان و نموداري از نيروهاي بالقوه فرد را تشكيل ي مي دهد.با شناخت هاله ميتوان به سوي زندگي پويا و سود بخش راه يافت.

افرادي كه به رنگ شخصيتي خودواقف هستند، مي توانند تصيم گيري درست كنند، تغييراتي ايجادكنند، و دل به دريا بزنند، ولي نه از روي ترس و خشم بلكه از طريق اقتداري كه از شناخت خودشان بدست آورده اند. ا ين شناخت سبب ميشود تا بتوانيم د رمورد عقايد و انديشه هاي خود  تغييرات دروني ، و به حس ذاتي  اقدام كنيم.

هاله را با اشكال مختلف بيان كرده اند، بعضي آن را حلقه نور ناميده اندو برخي ديگر از آن به عنوان اكتوپلاسم ياد كرده ابودند. نيز در بعضي تصور بر اين بود كه هاله  پس انگاره است، يعني وقتي مدتي طولاني به شيء خيره شويم، آن را ميبينيم.برخي در رمز و راز و جنبه هاي روحي هاله كندو كاو كرده و عده اي آن را وسيله يي باي تشخيص بيماري پنداشته بودند. گروهي نيز هاله را بر اساس هفت چاكرا مورد بحث قرار داده بودند. اما در اين طريق نوارهاي طيف رنگي درون هاله، به طرحهاي روانشناسي رفتاري و شخصيتي پرداخته است.


در شرق بيشتر مطالب مربوط به هاله بر اساس فلسفه شرق و عرفان است. و تاكيد مي كند كه هاله واقعي است، ديگران نيز آن را ديده اند، و رنگها و طرح هاي هاله  حاوي اطلاعاتي  رمز آلود است .


اين سيستم در پرورش مهارتهاي گروهي   بسيار ارزشمند است، زيرا كمك مي كند  ارتباط متفاوت رنگهارا درك كنند.در زمينه هاي هاي شغلي كمك مي كند كه به موقعيتهاي خوب دست يابند و توانايي ذاتي خود را با فرصتهاي شغلي هماهنگ  با يكديگر، در هم ادغام كنند.






نويسنده: باربارا باورز

نقل از سایت ارتباط با ارواح و متافیزیک
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 9:43  توسط اشکان | 

انرژی درمانی




قصد من از این تاپیک آشنایی افراد با انرژی انسان یا aura یا به زبان خود ما هاله و سپس هاله درمانی یا به عبارتی انرژی در مانی از راه دور برای کسانی که نیازمند آن هستند به طور خلاصه هاله هر فرد نیروی حیاتی آن فرد محسوب می شود , هاله از انرژی های اطراف بدن هر فرد تشکیل شده که این انرژی ها (الکترو مغناطیس) توسط افراد روشن بین و یا دوربینهای مخصوس که دارای ولتاژ بالایی هستند به صورت هاله ای تخم مرغ مانند اطراف بدن را پوشانده اند دیده می شوند. هاله هر فرد نسبت به قدرت روحی که دارا می باشد دارای ارتفاع بلند یا کوتاه می باشد . در نتیجه افراد بیمار دارای انرژی کمتر و در نتیجه هاله ای کوتاه هتر و ضعیف هستند . رنگ هاله افراد نسبت به طرز فکر و خصوصیات روحی و حالات درونی متفاوت است و از طریق رنگ هاله آنان می توان پی به خصوصیاتشان برد افراد درستکار دارای هاله ای شفاف و بالعکس افراد تبهکار دارای هاله ای کدر هستند. رنگ هاله با هر حالت روحی (ناراحتی , خوشحالی , خشم و ...) تغیر پیدا می کند وبه رنگ مخصوص این حالات را به خود می گیرد به طور مثال شخصی که عصبانی می شود یا دروغ می گوید هاله اش رنگ قرمز به خود می گیرد, وبعد از اینکه از آن حالت روحی خارج شد رنگ هاله به حالت طبیعی باز می گردد.
و اما انرژی درمانی یا هاله درمانی : همانطور که گفته شد افراد بیمار به دلیل کمبود انرژی یا وجود انرژی های منفی درون حوضه مغناطیسی خود دچار بیماری می شوند (البته در مواردی عوامل خارجی باعث بیماری می شود درنتیجه هاله شخص ضعیف می گردد) و یا در محل بیماری لکه ای خاکستری رنگ وجود دارد که نشان دهنده محل درد است در نتیجه انرژی درمان گر ها با استفاده از نیروی خود و انتقال آن به این افراد سعی در بهبود وضع سلامتی این افراد می کنند و از این طریق به سلول های نیمه جان این این افراد نیروی دوباره می بخشند
توضیحی خلاصه بود در زمینه هاله و انرژی و انرژی درمانی (هاله درمانی)

هاله


 

 




 

 

 

تغییر حالت هاله

 

 



تعییر هاله در زمان انرژی درمانی
http://www.auraphoto.com/Aura/Movies/AuraVideo56.wmv



 

در زیر توضیح کاملی در باره هاله و مشخصات و تعابیر رنگهای هاله داده شده


واژه ی آئورا برگرفته از واژه ی یونانی آورا(aura) به معنی نسیم است.

انرژی هایی که از بدن ما ناشی میشود شخصیت و طرز زندگی و افکار و احساسات ما را منعکس میکند.در حقیقت،هاله های نورانی بوضوح سلامت ذهن و جسم و روح ما را آشکار میسازد.

عده ای معتقدند آئورا انعکاس خود ماست که ثبت کامل گذشته و حال و آینده ی ما در آن وجود دارد.

آئورا شامل رنگ هم هست که برای دیدن آن به مقدار کمی نور نیاز هست چراکه رنگهای آن از نور بوجود آمده اند(اشتباه نشود،رنگهای آن نه خود آئورا) البته آئورا در تاریکی مطلق بطور کامل محو نمیگردد ، بلکه به شکل رشته های انرژی آبی رنگ ظریفی دیده میشوند.

آئوراها به طرق مختلف دیده میشوند. معمولا بصورت میدان های انرژی شبیه به تخم مرغی بزرگ که کاملا بدن را احاطه کرده است، دیده میشوند. بیشتر هاله ها تا چند سانتی متری دور بدن ادامه پیدا میکنند.

اعتقاد بر این است که شخص هرچه عارف تر و روحانی تر باشد، هاله ی او بزرگتر است.برای نمونه معروف است که هاله ی بودا تا چند کیلومتر امتداد داشته است!!!

آئوراها از لایه های مختلف تشکیل شده اند. اولین بار که آئورا را ببینیم، تقریبا ابر مانند و سفیدرنگ به نظرمان میاید.اما وقتی دیدمان بهتر شود رنگهای آنرا هم میبینیم.

هر هاله ای رنگی اصلی دارد که اطلاعات مهمی درباره ی شخص آشکار میکند. این رنگ بیانگر احساسات و ذهنیت و خلق وخوی فرد است. علاوه بر این ، هاله دارای شعاع های رنگی متفاوتی است که از بدن ساتع میشود و در سرتاسر هاله میدرخشد. عده ای آنرا امواج فکری تلقی میکنند، و بطور یقین افکار و احساسات ما بشدت بر هاله ی ما اثر میگذارد. این امواج ذهنی میایند و میروند و بصورت بخش دایمی هاله تلقی نمیشوند اما به هر حال، افکار و احساسات منفی میتواند تغییرات دایمی در هاله ایجاد کند. در چنین مواردی رنگهای طبیعی و درخشان و باشکوه هاله تبدیل به رنگهای کدر و زننده ای میشوند که حتی شرارت آمیز به نظر میرسد.

غالبا وقتی فردی بیمار است لکه ای خاکستری رنگ در هاله ی او دیده میشود.

جالب است بدانید که آئورا از بدو تولد وجود ندارد ولی با اولین دم وبازدم مرحله ی آغاز آن قابل رویت است. هاله ی نوزادان اساسا بی رنگ است ولی تا سه ماهگی نقره ای رنگ و کمکم تبدیل به رنگ آبی میشود که دلالت بر افزایش هشیاری دارد. وقتی آموزش کودک رسما آغاز میشود ، آئورای او رنگهای حقیقی خود را باز میتاباند که در سراسر زندگی او باقی خواهد ماند.

روش بدست اوردن لایه اول (لایه ای که پایین ترین فرکانسا را دارای می باشد)


اعداد سال تولد و ماه و روز مربوطه روباهم جمع میکنیم مجموع کل باید بین 1تا 11 باشه .مثالشم:
1354/6/17=1354+23=1377=1+3+7+7=18=9
9هم رنگ برنزی میباشد.
همیشه اعداد ماه و روز تولد را جدا و اعداد سال را جدا جمع بزنیدو سپس هر دو طرف را با هم جمع بزنید , در موارد نادری به عدد 2 و 2 و یا 1 و 1 بر می خوریم که این اعداد 11 و 22 محسوب میشوند و این اعداد به معنی نقره ای و طلاعی هستند در نتیجه
ترتیب رنگها:
1.قرمز 2.نارنجی 3.زرد 4.سبز 5.ابی 6.نیلی 7.بنفش 8.صورتی 9.برنزی 11.نقرهای 22.طلایی

معانی و تفاسیر رنگها (از دیدگاه ریچارد وبستر )
البته تفسیر های گوناگونی از رنگهای هاله وجود دارد که در اینجا به تفسیر رنگ ها از دیدگاه ریچارد وبستر اشاره می کنیم
قرمز:


ویژگی : رهبری

رنگ قرمز دارای اقتدار است . این رنگ نفسی محکم و قوی به شخص می دهد و تمایل به پیشرفت و موفقیت را در او بیدار می کند . در دوران کودکی رنگ قرمز معمولا مقهور کننده است . به خصوص اگر شخص مجبور باشد خود را با تمایلات خانواده وفق دهد . در نتیجه هاله ی نورانی گاهی اوقات تحت فشار و کدر است . وقتی شخص به دوران بزرگسالی برسد و بتواند روی پای خود بایستد ، هاله ی نورانی او منبسط می شود و نشان می دهد که او اکنون قادر است هر کاری را انجام دهد . افرادی که رنگ زمینه ی آئورای آنها قرمز است غالبا در رهبری و حرفه های پر مسئولیت پیشرفت می کنند . زیرا اشتیاق و انرژی و نفوذ لازم را برای الهام بخشیدن به دیگران دارند . آنان افرادی دلسوز و خون گرم هستند . رنگ قرمز همچنین دلالت بر جرات و جسارت طبیعی دارد . از ویژگی های منفی رنگ قرمز می توان از عصبانیت و خودخواهی یاد کرد .

مفاهیم مرسوم رنگ قرمز : حساسیت ، نیروی حیات ، پرخاشگری .

اگر زمینه ی هاله ی شما قرمز است بطور قطع فردی جاه طلب و مصمم و اجتماعی و خوش بین هستید. رنگ قرمز خالص و روشن در هاله بیانگر تمایل به مادیات است. شخصی که این رنگ در هاله ی او غالب است فردی ورزشکار یا شهوانی، پرشور ، با اراده و قوی است.

قرمز رنگی فیزیکی ،برنده ،نائل شونده ومادی است، و افرادیکه هاله آنها این رنگ است پرهیجان ، رقابت جو ، رهبر ، شجاع و با شهامت و دارای توانایی و نیروی خواستن، شهوانی، موسس ، ترویج دهنده و ترقی دهنده اند

قرمز سیر : فردی تیزهوش ، متمایل به هدف و ثروت و ماده،ارتباط برقرار کننده ، تجملی ، رهبر ، با مسئولیت، سازمان دهنده ، دارای نیروی رانشی و حرکت دهنده ، طراح ، حریص

درخشش های قرمزرنگ اغلب نشانه ی خشم ، قرمز تیره (متمایل به آلبالویی) نشانه ی شهوت ، و قرمز مات اغلب نشانه ی رنجش و ناخشنودی است.

در بررسی هاله از لحاظ بیماریهای جسمی ، قرمز اغلب نشانه ی تحریک بیش از حد یا التهاب در آن ناحیه است.

از صفات مثبت این دسته دلسوزی و خونگرمی در حرفه های پرمسئولیت و رهبری موفق بوده،این افراد دارای جرات و جسارت طبیعی و ذاتا رهبر هستند.


نارنجی :


ویژگی : هماهنگی و مشارکت جویی

نارنجی جزء رنگهای گرم و قابل توجه است که در رنگ زمینه ی افرادی که بطور طبیعی کارآمد و سریع الانتقال هستند و براحتی میتوان با آنان کنار آمد دیده میشود. آنان قادرند براحتی مردم را ببخشند و اغلب خود را در موقعیتی میابند که باید مشکلی را حل کنند. آنان مردمی متفکر ، فروتن ولایق هستند که جای پای خود را در روی زمین محکم میکنند.

از ویژگیهای منفی نارنجی : تنبلی و طرزفکر بی خیالش باش است!

رنگ نارنجی مشخص کننده ی احساسات و سلامتی است. اگر شفاف و خوش آیند به نظر برسد، بلند همتی ودیدگاه مثبت و همدردی با دیگران را نشان میدهد. نارنجی کدر نشاندهنده ی غرور و نخوت و تکبر است.

رنگ پرتقالی : نماد لذت ، مبارزه ، تپش و لرزش ،انرژی مثبت و هیجان است ، فردی با این هاله مرد عمل ، ماجراجو ،اهل بیزینس و کسب وکار ، فیزیکی و خلاق است.

نارنجی خالص نشانگر خلاقیت و عاطفه است. این رنگ اغلب شجاعت و شادی را نشان میدهد. افرادی که هاله ای به این رنگ را دارند ، افرادی تیز ، سریع الانتقال ، آداب دان و دلسوز هستند، و لذت زیادی از بودن با دوستان و خانواده شان میبرند.


زرد :


ویژگی اصلی : خلاقیت و نبوغ ، هوش و خرد

افرادی : شوخ طبع، خوش اخلاق ، جالب و جذاب ، یادگیرنده ، سبک ، پرجنبش ، سرگرم کننده، خوش بین ، گرما و صمیمیت را تشعشع میکنند ، دلربا ،بخشنده ،و سهل گیرند.

رنگ زرد خالص بطور خیلی شایع در اطراف سر مردم دیده میشود. این رنگ نشانگر تفکر و خرد است ، و وفور رنگ زرد در هاله نشانگر یک فرد اندیشمند است. این رنگ همچنین می تواند نشانه ی شادی و سرزندگی یا خلق و خوی شاد باشد.

زرد ناخالص میتواند نشاندهنده ی مشغله ی شدید ذهنی و عدم تعادل فکری، یا شخصی با ذهن بسته ، متعصب یا خرده گیر باشد.

شما ممکن است در مشاهده ی هاله ی یک سخنران سایه ای برنگ زرد-سبز کدر و بیمارگونه ببینید. این سایه نشان دهنده ی تفکری است که در خدمت طمع و سودجویی قرارگرفته است و بطور کلی شخصی را نشان میدهد که از تفکر خود برای کسب منفعت وبرآوردن نیاز خود استفاده میکند.

افرادی با رنگ زمینه ی زرد با جرات و زودرنج و ناپایدار هستند. آنان متفکرانی سریع اند و از سرگرم شدن و سرگرم کردن لذت میبرند. این افراد اجتماعی و معاشرتی هستند و از گفتگوی طولانی در هر زمینه ای لذت میبرند. آنان مشتاق یادگیری اند اما بیشتر اوقات محض تفریح کار میکنند و بسختی کاری را به پایان میرسانند و از بسیاری مسائل سرسری میگذرند.آنها از ابراز وجود به هر طریقی نظیر : حرف زدن ، رقصیدن ، نویسندگی و آواز خواندن و ... لذت میبرند. ضمنا عقاید نو را هم دوست دارند.

زرد همیشه در هاله ی افرادی دیده میشود که زیاد فکر میکنند و از مغز خود کار میکشند. خواندن و نوشتن و تمرکز حواس و یا هر نوع فعالیتی که نیم کره ی چپ مغز را بکار بیندازد رنگ زرد ایجاد میکند.

آموزگاران مدارس عاشق دیدن این رنگ در آئورای شاگردان خود هستند!

از ویژگی های منفی زرد : ترسویی و تمایل به دروغ گویی است.



سبز :


ویژگی : شفابخشی ، عشق به طبیعت

اجتماعی ، طبیعت گرا ، خرسند و راضی ، هماهنگ و همراه با طبیعت ، دوست دارد با دیگران ارتباط برقرار کند و با آنها سهیم باشد. اجتماعی ترین نوع شخصیتی ، میزبان و مهمان نوازی کامل.

سبز سیر : فیزیکی ، سخت کوش ، پرتوان ، تقلا برای بقا ، واقع گرا، فعال به لحاظ فیزیکی ، باوقار ، پرقدرت ،پربنیه ، جستجوگر فیزیکی.

سبز روشن و خالص نشانگر شفا و رشد است و اغلب مشخص کننده ی یک شفاگر است. بسیاری از پرستاران و شفادهندگان طب جایگزین این رنگ را بصورت غالب در هاله ی خود دارند.پزشکان نیز ممکن است این رنگ را در هاله ی خود داشته باشند، اما همچنین ممکن است هاله ی آنها بیشتر برنگ زرد که نشانه ی تفکر است تمایل داشته باشد.

رنگ سبز نشانه ی مهربانی و دلسوزی نیز هست. سبز کدر نشانه ی حرص و طمع است.

سبز رنگ آرامش دهنده ایست، و افرادیکه این رنگ را در زمینه ی هاله ی خود دارند صلح طلب و شفا بخش هایی ذاتی هستند. آنان افرادی مشارکت جو ، معتمد و سخاوتمندند و شاید وانمود کنند متین و بی قید هستند اما وقتی لازم بدانند بسیار کله شق و لجباز میشوند. تنها راهی که بتوان عقیده ی افرادی با رنگ زمینه ی سبز را تغییر داد این است که به آنها القا کنیم این عقیده ی خود آنها است.از تلاش برای اثبات خود لذت میبرند و بی وقفه کار میکنند تا به هدف برسند.

از ویژگیهای منفی آنها سختگیری و خودرایی است



آبی :


مراقب ، حساس ، دوست داشتنی ، وفادار ، یاور ، کمک دهنده ، دلسوز ، آرامش و صلح ، مایل به اینکه در خدمت دیگران باشد.

تونالیته های (سایه های) گوناگونی از رنگ آبی در هاله ها دیده میشود. رنگ آبی بطور کلی نشاندهنده ی آرامش، معنویت و پارسایی است. و در هاله ی جویندگان حقیقت قابل مشاهده است. رنگ آبی اغلب نشانه ی تکامل روحی و معنوی است.

آبی فیروزه ای میتواند نشانگر یک روح پرشور ، جوان ، ماجراجو و کنجکاو باشد. آبی سلطنتی روشن نشانه ی فرد صادق و درستکار و وفادار است. آبی روشن نشاندهنده ی قدرت بالای تجسم و شهود است.

رنگ آبی کدر نشانه ی افسردگی و تنهایی و همچنین دلهره و نگرانی ست.

آبی رنگ اعجاب آوری ست و در زمینه ی هاله ی اشخاصی وجود دارد که ذاتا مثبت و باحرارت هستند و در نتیجه هاله ی آنها بطور طبیعی بزرگ و درخشنده است. زندگی آنان نیز مثل هر کس دیگری پستی و بلندی دارد اما همیشه سعی میکنند با آسان گرفتن مسائل به نحوی از پس مشکلات برآیند.

افرادی با زمینه ی رنگ آبی همیشه احساس جوانی میکنند. آنان بی ریا و درستکار هستند و دقیقا آنچه را در ذهنشان میگذرد بر زبان میاورند.

از ویژگی های منفی رنگ آبی تنبلی در به پایان رساندن کارهاست. این افراد معمولا با حرارت و اشتیاق کاری را شروع می کنند ولی به سختی آنرا تمام می کنند.

فردی با آئورای آبی رنگ آموزگار ، سالک ، جویای خرد و آزادی و تنوع است. از مسافرت ودیدن چهره ها و مکان های جدید لذت برده و از محدودیت بیزار است.


ـ ترکیب رنگها نشان دهنده ی ترکیب جنبه های گفته شده است. مثلا ترکیب آبی و سبز میتواند نشان دهنده ی فردی باشد که از طریق جستجوی معنوی به سوی حقیقت گام برمیدارد.


نيلي :


ویژگی : مسئولیت پذیری در قبال دیگران ،ملاحظه کاری ، پرورش ذهن ، بشر دوستی

شفافیت و وضوح ، احساسات عمیق درونی ، عشق و محبت ، جستجو کننده ، خویشتن گرا و متمایل به درون و دانستن درونیات ، اعتماد واطمینان ، احساس بالای ارزش های درونی ، هنری

معمولا به سختی میتوان این رنگ را در زمینه تشخیص داد ، چون گاهی تقریبا بنفش به نظر میرسد. از آنجا که نیلی گرم ، شفابخش و پرورش دهنده ای است افرادی که دارای این رنگ هستند سرانجام به کارهایی رو می آورند که به نوعی بشر دوستانه است.

آنان از کمک کردن و حمایت دیگران لذت میبرند و بیشترین زمان شاد بودنشان وقتی است که در میان دوستدارانشان هستند.

از ویژگی های منفی رنگ نیلی ناتوانی در نه گفتن است. اینگونه افراد به راحتی مورد سواستفاده قرار میگیرند.

رنگ نیلی دلالت بر آگاهی معنوی دارد. فرد درباره ی هر چیزی پرس و جو میکند و ایمان و فلسفه ای شخصی بنا می نهد. از کمک و حل مشکلات دیگران و خانواده و افراد مورد علاقه شان لذت برده و اولین فرد مورد اعتماد هستند.


بنفش :


بصیرت ، هنری ، ایده آل گرا و آرمان گرا ، سحر آمیز ، شهوانی ، نظریه پرداز ، آینده نگر ، خیالی ، گیرایی و جذبه ی روحانی ، عدم هماهنگی و هم نوایی و وفق دادن ، مبتکر ، نو آور .

ویژگی : توسعه ی معنویت و بصیرت

بنفش کم رنگ : رویایی ، رمزی و عرفانی ، خیالباف ، پر هوس ، هنری ، نرم و ملایم ، خلاق ، شکننده ، حساس ، اغلب با اوقات فراغت زیاد به نظر می رسد ، مست ، غیر واقع گرا .

رنگ بنفش به ارغوانی در هاله نشانه ی روحیه ی معنوی یا مذهبی است . بنفش سلطنتی قدرت رهبری و اراده را نشان می دهد . بنفش مات نشان دهنده ی خودپرستی ، تکبر ، و عقده ی دیگران آزاری (ستمگری) است . چنین شخصی دیگران را به خاطر ضعف ها و خطاهای ناخواسته شان مورد سرزنش قرار می دهد .

بی دلیل نیست که اسقف های اعظم ردای بنفش می پوشند . افرادی که این رنگ را در زمینه ی هاله خود دارند ، در تمام مراحل زندگی به دنبال معنویات هستند . تعیین اینکه در زمینه ی معنویت چقدر پیشرفت می کنند بستگی به کیفیت این رنگ در هاله آنها دارد . بسیاری از افرادی که این رنگ را در زمینه ی خود دارند سعی می کنند این طبیعت خود را انکار کنند . این خصوصیت برای آنها شادی نمی آورد و به خوبی آگاه اند که آن طور که باید در زندگی انجام وظیفه نکرده اند .

به محض اینکه شروع به یادگیری و پیشرفت در زمینه ی خرد و آگاهی کنند ، هاله ی نورانی شان بزرگ تر و درخشنده تر می شود . بنفش معرف روحانیت ، بصیرت ، آموزش و روشن بینی است . این رنگ نشان می دهد که فرد به خود ایمان دارد و در حال پیشرفت معنوی ست . وی بیشتر وقت خود را صرف یادگیری و پرورش آگاهی خرد خود کرده سعی در رسیدن به کنه مطلب دارد . از ویژگی های منفی افراد با هاله بنفش برتری طلبی است که می تواند در دیگران احساس حقارت بر انگیزد .


ـ رنگ آبی بنفش ٬ شباهت زیادی با نیلی دارد. کسانیکه هاله ای به این رنگ دارند باید خصوصیات رنگ های نیلی و بنفش را بخوانند نه آبی و بنفش.



نقره اي :


ویژگی : آرمان گرایی

تشخیص این رنگ در زمینه ی هاله غیر عادی است . اگر چه غالبا در یکی از رنگ های دیگر هاله دیده شده است .

افرادی که دارای این رنگ هستند سرشار از عقاید مهم ولی غم انگیز اند که بیشتر آنها غیر عملی است . این افراد معمولا انگیزه ندارند و بیشتر رویایی هستند تا مرد عمل . به محض اینکه آنها انگیزه ای پیدا کنند و فکری به ذهن شان خطور کند که ارزش پیگیری داشته باشد ، تماشای پیشرفت شان دیدنی و لذت بخش است . از ویژگی های افرادی که هاله ی نقره ای دارند آرمان گرایی ، بصیرت ، شهود ، خوش بینی ، رویا بینی و بیداری معنوی است . آنها از رو به رو شدن با ایده های بزرگ لذت برده و می توانند در تصورات و رویاهای خود فرو رفته ، و وقتی همه چیز باب میل آنها باشد شادترین انسان های روی زمین هستند .


خاکستری :

به طور کلی نشانه ی ترس است . رنگ خاکستری سایر رنگ های هاله را نیز کدر می کند و خلوص آنها را زایل می سازد ، نقره ای جنبه ی مثبت این رنگ است و نماینده ی ایزدبانو ها ( الهه ها ) است .




طلایی :


ویژگی : نامحدود

رنگ طلایی نشان دهنده ی قدرت ، پیشرفت معنوی ، از خودگذشتگی ، الهام بخشی و هماهنگی ( هارمونی ) است . طلایی رنگی الهی است . طلایی قوی ترین رنگی ست که کسی می تواند آن را داشته باشد . این رنگ به افرادی اعطا شده که در مقیاس گسترده ای قادر به انجام هر طرحی که به ذهن شان خطور کند هستند و در آن راه به مقصود نایل می شوند .

آنان افرادی با نفوذ ، کوشا ، بردبار و هدف دار هستند و اغلب در اواخر عمر به بزرگ ترین هدف خود دست می یابند . تعجبی ندارد که هاله های دور سر مقدسان و روحانیون طلایی رنگ است تا اقتدار نامحدود آنان را به نمایش بگذارد . این افراد از قبول مسئولیت های سنگین و دشوار و مبارزاتی که از حیطه ی راحتی و آسایش آنان فراتر است لذت می برند .


صورتی :


ویژگی : موفقیت مادی و مالی

رنگ صورتی در هاله به طور کلی نشانه ی عشق ، عاطفه ، مصاحبت و یگانگی و علاقه و زیبایی است . صورتی گرم یا سرخ فام عاطفه و از خودگذشتگی واقعی را نشان می دهد . صورتی کدر می تواند نشانه ی ناپختگی ، وابستگی و نیازمندی باشد . این رنگ به ظاهر لطیف و ملایم غالبا در زمینه ی هاله ی افراد مصمم و یک دنده دیده می شود . آنها دیدگاه خود را دسته بالا می گیرند و با عزمی راسخ هدف شان را دنبال می کنند . تعجبی ندارد که این گونه افراد معمولا بر مسند قدرت نشسته اند و مشاغل پرمسئولیت دارند . به هر حال آنان عمیقا میانه رو و بی تکلف هستند و از زندگی آرام لذت می برند .

این افراد دوست داشتنی و مهربان و ملایم هستند و معمولا وقتی میان دوست داران شان به سر می برند خوش ترین اوقات را دارند .

سفید :


ویژگی : مکاشفه و الهام

رنگ سفید می تواند علامت پاکی ، خلوص و راستی باشد ، اما این رنگ اغلب ترکیبی از رنگ های متعدد است که به خوبی درک و تفسیر نشده اند . گوی های سفید رنگ بالای سر سوژه اغلب نشانه ی نگهبانان معنوی یا فرشتگان محافظ هستند که در زندگی فرد ، مهم و تاثیر گذارند .

برتری و مافوق بودن ، دگرگونی معنوی ، شفابخشی و درمان ، آرام و متعالی ، حساسیت ، زندگی کردن در ابعاد بالا و برتر و اتصال معنوی قوی از خصوصیات افرادی با این هاله است .

سفید رنگ خلوص و صفا است و به ندرت در رنگ زمینه دیده می شود . از آنجا که تمام رنگ ها برگرفته از رنگ سفید هستند اساسا سفید نام دیگر نور است .

این گونه افراد افتاده و میانه رو و در حد مقدسان بشر دوست هستند . آنان اغلب برای خاطر نفس خود چیزی نمی خواهند و بیشتر نگران رفاه دیگران هستند . این افراد معمولا در تمام عمر به شدت خردمند و دارای قوه ی درک مستقیم هستند .


سیاه :


رنگ سیاه می تواند نشانه ی ترس یا نفرت باشد . همچنین نشان دهنده ی مشکلات ، عدم تعادل ، و اعتیاد است . البته سیاه خالص و براق می تواند نشان دهنده ی حفاظت ، رمز و راز ، یا دانشی باشد که به طرز عاقلانه حفظ شده است .


قهوه ای :


اگر زنده و خالص باشد نشانه ی تعادل فکری و استقامت است . این رنگ دارای نوسان زمینی است .

رنگ قهوه ای کدر می تواند علامت انسداد و اختلال در انرژی باشد .

قهوه ای - زرد : تجزیه و تحلیل ، خردمند ، متمایل به جزییات ، منطقی ، امنیت ، علمی ، صادق و راستگو ، کمال طلب و دقیق در رفتار و اعمال است .

برنز :


ویژگی : بشر دوستی

این رنگ معمولا ته رنگی از پاییز دارد . با ظاهری تقریبا زنگار گرفته که در عین حال به طور چشم گیری جذاب است . افرادی که این رنگ را در زمینه ی اصلی هاله ی خود دارند ، دقیق ، دلسوز ، علاقه مند و بشر دوست هستند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 16:26  توسط اشکان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
.بدانیم آنچه که هستیم هدیه خداوند است، به ما و آنچه که می شویم هدیه ما به خداوند است.
از شما یار مهربان دعوت می کنم برای خواندن مطالب این وبلاگ که خالی از لطف نمی باشد،ما را همراهی کنیدو امیدوارم تا آخر بخوانید و نظر دهید . تشکر می کنم از همراهیتان .


ســراپای مـرا دل آفریدند كه مفتون سراپای تو باشم

پیوندهای روزانه
دنیای عکس
آموزش شبکه
گل یخ(دوستی)
بیا با هم بخندیم(حتما" بیا)
اشکان 0111(دوست خوب رپرم اشکان)
هنر حرکت پنهان
سید مجید میر آقائی (شعر)
افسوس(ارغوان جون)
تنهائی با دنیای سحر
تلاطم(میتراومهسا)
شهرزاده فانوس های روشن
سحر و یک دنیا.....
دوست خوبم فرزاد
هری پاتر
تماس با اواح و متافیزیک
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
آرشیو موضوعی
شعری در نور
هاله
افزایش قدرت تله پاتی با چند تکنیک ساده
سنگ های ماه تولد
عرفان و صالحین
آموزش هیپنوتیزم (مراحل یازده گانه)
دلیل خلقت ما
چاکرا چیست؟
متافیزیک از دید اسلام
آموزش باز کردن چسم سوم
پرسش و پاسخ در مورد متافیزیک
احضار ارواح
موسیقی درمانی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


بخند تا دنیا بهت بخنده

[photoshop-me.blogfa.com]